تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
« محمد بن احمد بن جعفر قطّان قمى » به كار پارچه‌فروشى مشغول بود ، 2585712 خ 0 148 خ و « على بن بابويه قمى » در قم دكانى داشت . 4585712 خ 0 149 خ البته شواهد متعددى حاكى از پرداخت‌هاى مقطعى ائمه عليهم السّلام به صورت پول نقد ، پارچه و يا ساير كالاها به وكلا است . حتى در برخى از موارد ، كفن و لوازم تجهيز آنان را به هنگام وفات ارسال كردند . برخى شواهد نيز حاكى از اجازه ائمه عليهم السّلام به برخى از وكلا براى مصرف وجوه شرعى است . شواهدى نيز حاكى از وجود نوعى مقرّرى و مستمرّى ثابت براى برخى از وكلا است كه تا هنگام وفات و يا تا هنگامى كه وكيل در طريق حق ثابت قدم بود ، ادامه داشت . قبل از پرداختن به بررسى شواهد و نمونه‌هاى روايى و تاريخى در اين باره ، لازم است مقدّمتا به نكته‌اى اشاره شود ؛ و آن اين‌كه ، امامان شيعه عليهم السّلام همان‌گونه كه نسبت به شيعيانشان بر اجتناب از أكل حرام تأكيد داشتند ، نسبت به وكلايشان در اين باره تأكيد مضاعف مىكردند . اين امر از آن جهت بود كه وثاقت مالى ، يكى از مهم‌ترين و اولىترين شرايط وكالت امام معصوم عليه السّلام بود . از همين رو نيز ائمه عليهم السّلام نسبت به خيانت‌هاى مالى وكلا نوعى سخت‌گيرى اعمال مىكردند . نمونه‌هايى از اين مطلب را مىتوان در برخورد امام صادق عليه السّلام با يكى از وكلايش ، 6585712 خ 0 150 خ و برخورد امام جواد عليه السّلام با « محمد بن صالح بن سهل همدانى » ، از وكلاى وقف ايشان در قم ، 7585712 خ 0 151 خ و برخورد امام هادى عليه السّلام با « فارس بن حاتم قزوينى » ، 8585712 خ 0 152 خ و برخورد امام عسكرى عليه السّلام با « عروة بن يحيى دهقان » 9585712 خ 0 153 خ مشاهده كرد . طبق نقل صدوق ، در بخشى از توقيع صادره از سوى ناحيه مقدّسه كه از طريق ابو جعفر عمرى به دست « أبو الحسين اسدى » رسيد چنين آمده بود : « لعنة اللّه و الملائكة و الناس اجمعين على من استحّل من مالنا درهما » . 0685712 خ 0 154 خ اين تعبير نشان‌گر آن است كه ائمه عليهم السّلام تعدّى به حقوقشان را براى شيعيان و به خصوص وكلا ، نمىپسنديدند . نكته شايان ذكر ديگر آن‌كه ، نمونه‌هايى در دست است كه حاكى از وجود نوعى روحيه احتياط در وكلا درباره اموال و وجوه شرعى موجود در دستشان است . طبق اين شواهد اگر در راه رساندن اموال به دست امام عليه السّلام يا باب و سفير او به هر علّتى ، بخشى از اموال مفقود مىشد يا از بين مىرفت ، وكيل خود را نسبت به آن ضامن ديده و با وجود آن‌كه تنها خودش از كمّ و كيف اموال مطّلع بود ( با صرف‌نظر از علم امامت ) ولى مقدار مفقود شده را از اموال خود جبران مىكرد . 2685712 خ 0 155 خ
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 210 | محمدرضا جبارى