ضميمه شده را بازمىگرداند و به وى مىگويد : « برگرد و در فلان موضع در زير شنها آن شمش مفقود شده را بياب و در سفر بعد بياور ، و وقتى به اينجا برسى مرا نخواهى ديد ! » در سفر بعد كه وى به همراه شمش مزبور بازمىگردد ابن روح درگذشته و سفير چهارم به جاى وى نصب شده بود ، لذا شمش را به او تحويل مىدهد . 9485712 خ 0 145 خ
در موردى ديگر ، « حاجز بن يزيد وشّاء » كه از دستياران دو سفير اول و دوم در بغداد بود ، ده دينارى را كه شخصى به نام « ابو رميس » به وى داده بود تا به ناحيه مقدّسه تحويل دهد فراموش نمود ؛ لذا توقيعى به اين مضمون از سوى ناحيه مقدّسه صادر شد :
« دينارهاى ابو رميس را ارسال كن » ! 0585712 خ 0 146 خ
مجموع مواردى كه ذكر شد ، در كنار موارد ديگرى كه اشاره نشد ، حاكى از نظارت دقيق ائمه عليه السّلام بر نحوه عملكرد وكلا و پيشرفت درست امور سازمان وكالت است .
همانگونه كه ملاحظه گرديد ، اين نظارت ، جزئىترين موارد مربوط به كار وكلا را نيز شامل مىشد . در ضمن مباحث بعد ، جنبههاى ديگرى از نقش مديريتى ائمه عليهم السّلام بر سازمان وكالت روشن خواهد شد .
4 . 1 . 5 . تأمين مالى وكلا و بابها
كارگزاران سازمان وكالت چگونه گذران امور زندگى مىكردهاند ؟ آيا از وجوه شرعى دريافتى ، خود نيز بهره مىبردهاند و مأذون به مصرف بودهاند ، و يا پس از تحويل به امام عليه السّلام مبلغى به آنها بازگردانده مىشد ؟ يا آنكه امامان عليهم السّلام گاه و بىگاه اموال و كالاهايى را براى آنان ارسال مىفرمودند ؟ يا اينكه خود آنها كسب و درآمد جدايى داشتند ؟ اين سؤالات در جاى خود مهم هستند و پاسخ آنها مىتواند روشنگر يكى از مهمترين ابعاد و مباحث مربوط به ساختار سازمان وكالت باشد .
از بررسى مجموعه روايات مربوط به پرداختهاى ائمه عليهم السّلام به وكلا ، نمىتوان به اين نتيجه رسيد كه امامان شيعه عليهم السّلام مستمرّى ثابتى براى هر كسى كه عهدهدار مقام وكالت مىشد مقرّر مىكردند . حداقل شواهد كافى براى اثبات چنين مدعايى در دست نداريم .
به خصوص كه طبق قراينى ، بعضى از وكلا و بابها به كارهايى نظير تجارت و زراعت اشتغال و درآمدهايى داشتهاند ؛ مثلا « عثمان بن سعيد » و پسرش روغن فروش بودند ، 1585712 خ 0 147 خ و