دارند ، كه اولى جزو اصحاب امام هادى عليه السّلام برشمرده شده و دومى نيز از وكلاى مبرّز عصر غيبت بوده است . البته درباره توقيع مذكور ، با توجه به قراينى ، مىتوان گفت كه مراد امام عسكرى عليه السّلام در اين توقيع ، « احمد بن اسحاق رازى » است ، نه « محمد بن جعفر اسدى » ؛ از جمله اينكه « محمد بن جعفر اسدى » در سال 312 ق رحلت نموده و بعيد است در عصر امام عسكرى عليه السّلام نيز وكيل بوده باشد . علاوه بر اين ، شيخ طوسى نيز نام وى را جزو غير راويان از ائمه عليهم السّلام آورده است . همچنين بعضى از رجاليان ، اطلاق لقب « رازى » را منصرف به « احمد بن اسحاق » مىدانند . 9615712 خ 0 237 خ از اين نامه چنين استفاده مىشود كه عثمان بن سعيد عمرى در عصر امام عسكرى عليه السّلام در رأس سازمان وكالت قرار داشته است .
آنچه موجب شد امام عسكرى عليه السّلام به سمت متمركز كردن فعاليت وكلاى مناطق شرقى ايران ، بر محور وكيل منطقه رى حركت كند عواملى چند بود ؛ از جمله ، قيام دولت زيديه در طبرستان در سال 250 ق و فعاليتهاى نظامى مستمرّ خوارج در سيستان ، كه موجب ايجاد مشكلات زيادى براى اماميّه شده بود . از اين رو امام عليه السّلام خود مستقيما فعاليتهاى نواحى را تحت نظارت قرار دارد ، و طبق اين فرمان ، فعاليتهاى وكلاى بيهق و نيشابور به فعاليتهاى وكلاى رى پيوند خورد ، به نحوى كه وكلاى دو شهر مزبور تنها مىبايست دستورات را از وكيل رى ، و وكيل رى نيز از عثمان بن سعيد در سامرّا اخذ مىكردند .
پس از شهادت امام عسكرى عليه السّلام ، نخستين سفير كه از قبل در رأس جريان فعاليتهاى مخفى سازمان وكالت قرار داشت ، رهبرى سازمان را به دست گرفت . وى فعاليتهاى نواحى شرقى ايران را از طريق رازى ، وكيل خود در رى ، مستقيما هدايت مىكرد . رازى نيز به نوبه خود ، فعاليتهاى كارگزاران را در بيهق ، نيشابور و شايد همدان ، هدايت مىكرد . به دليل برخى شواهد ، مىتوان اين احتمال را تقويت كرد كه ارتباط قوى بين وكلاى رى و همدان وجود داشته است و وكيل همدان زير نظر رازى در مراتب تشكيلاتى به انجام وظيفه مشغول بوده است . كلينى نقل مىكند كه « محمد بن هارون بن عمران همدانى » ، برادر وكيل همدان ، مغازههاى خود را وقف امام دوازدهم عليه السّلام نمود و مىخواست آنها را به وكيل حضرت كه هويتش براى وى مجهول بود بسپارد . پس از آن
سازمان وكالت و نقش آن در عصر ائمة ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 119
مساهمون: محمدرضا جبارى
ص١١٩