بود قرار گرفت تا مدتى دراز شاعران عراق قصيدههاى خود را با كلمهء « قف » آغاز ميكردند و يكى از شاعران نجف در رثاء مرحوم آيت الله حاجى آقا حسين طباطبائى قمى قصيدهاى خواند كه آغاز آن « قف بالشّريعة أبّن شيخها العلما » بود مقصودم اينست كه اگر بعض بيتهايى كه بدين قصيده ملحق شده از شاعران ديگر و در ستايش ممدوحان آنان باشد تقليدى از بيتهاى فرزدق بوده است . البته ميتوان گفت فرزدق در آن جمع چند بيت را سروده و سپس بيتهاى ديگرى بر آن افزوده و قصيده را به بيست و هفت بيت ( چنان كه در ديوان او ديده مىشود ) و يا به چهل و يك بيت ( چنان كه در مناقب و بحار است ) رسانده است .
اما دقت در مضمون بيتها و بررسى سبك شعر ما را در انتساب همه بيتها بفرزذق ، دچار ترديد مىكند . آنچه موجب ترديد مىشود بطور خلاصه اين است :
1 - چنان كه ديديم حادثهاى كه منشأ سرودن اين بيتها شد ، اين بود كه از هشام پرسيدند اين مرد كه مردم به دو اين چنين حرمت مىنهند كيست ؟ او گفت نميدانم « پرسنده مردم بودند و پاسخ دهنده هشام . فرزدق براى اينكه به دو نشان دهد ناشناختن وى زيانى بمقام امام نمىرساند آغاز سخن كرده با در نظر گرفتن اين قرينه ميتوانيم بگوئيم بيت نخستين قصيده كه در مناقب و بحار ديده مىشود . « 1 »
يا سائلى اين حل الجود و الكرم * عندي بيان اذا طلابه قدموا « 2 »
از فرزدق نيست . او نه اين بيت را كنار حجر الاسود سروده و نه بعدا به بيتهايى كه در آنجا سروده افزوده است چرا ؟ چون صرف نظر از سستى بيت كسى از او نپرسيده بود بخشش و رادى كجا بار گشوده است ؟ اين بيت را بعدها ساخته و در آغاز بيتهاى فرزدق نهادهاند تا به گمان آنان قصيده بدون مطلع نباشد . در حالى كه افزودن همين بيت ربط معنى را بهم زده است . شاعر در اين بيت ميگويد « اى كه از من ميپرسى بخشش و بزرگوارى كجا بار گشوده است . اگر خواستاران پيش آيند بيان آن نزد من است » سپس بلافاصله ميگويد : اين كسى است كه بطحا او را مىشناسد و خانه و حرم و بيرون حرم او را مىشناسد « پرسش از بخش است و پاسخ از شناسائى . »
هامش
( 1 ) . مناقب ج 4 ص 127 بحار ص 125 - 127 ج 46
( 2 ) . اى كه از من مىپرسى بخشش و كرامت كجا منزل كرده است .