تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى على بن الحسين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
( ركن حطيم بهنگام دست سودن وى بر او بخاطر مقامش مىخواهد دست او را وانگذارد ) چگونه پس از چند بيت اين بيت سست و معيوب را مىسرايد و گفته خود را نقض مىكند كه :
لو يعلم الركن من قد جاء يلمثه * لخرّ يلتم منه ما وطى القدم
6 - شاعر در اين بيت :
هذا ابن خير عباد الله كلهم * هذا التقى النقى الطاهر العلم
ممدوح خود را فرزند بهترين مردم ( رسول خدا معرفى كرده ) ديگر بار لزومى ندارد او را به عموى وى بشناسد و بگويد :
هذا الذي عمه الطيار جعفر * و المقتول حمزة . . .
بعضى بيت‌ها كه در مناقب و بحار آمده و در ديوان فرزدق ديده نميشود ، از جهت لفظ و معنى سست‌تر از بيت‌هائى است كه در ديوان موجود است . و بعضى ديگر با آنچه على بن عيسى اربلى در ذيل سيره امام حسين به على ( ع ) نوشته مناسب‌تر مينمايد . نقل مؤلف كشف الغمه از فرزدق بسيار مهم و جالب به نظر مىرسد . اما سندهاى پيش از وى آن را تأييد نميكند آيا ميتوان گفت فرزدق قصيده‌اى به همين وزن و قافيه در ستايش سيد الشهدا عليه السلام داشته سپس در مسجد الحرام براى پاسخ گويى به هشام چند بيتى را در مدح امام على بن الحسين به همان وزن و قافيه سروده سپس با گذشت زمان آن قطعه و قصيده يكى شده است ؟ بارى اگر فرزدق اين بيت‌ها را درباره امام على بن الحسين سروده باشد اندكى از دين خود را ادا كرده و تا حدى از جرمهاى سنگينى كه به گردن داشته كاسته است ، چه سراسر ديوان اين شاعر مدح معاويه و عبد الملك پسر مروان وليد پسر او با يزيد بن عبد الملك و عاملان آنان چون حجاج بن يوسف است و مخصوصا در ديوان او بيش از ده قصيده در ستايش هشام و فرزند او ميتوان يافت . نوشته يافعى بسيار بليغ مينمايد كه : مكرمتى به فرزدق نسبت داده‌اند ، و اگر درست باشد براى او اميد رحمت در آخرت ميرود » بهر حال مسلم است كه اگر پژوهنده بر اساس نشانه‌هاى تاريخى و قرينه‌هاى لفظى و مقامى در انتساب بعضى از اين بيت‌ها به فرزدق ترديد كند حق را از مركز آن نگردانده و منكر فضيلتى از فضيلت‌هاى امام سجاد نشده است . شگفت است كه در