شده گفت : اگر مىدانستى كه امام حسين به اين صفات موصوف بود و به اين نعوت منعوت ، چرا او را كشتى ؟ و اللّه كه هيچ چيز از من به تو نرسد ، بلكه تو را به دو رسانم آنگاه امر كرد تا وى را بيرون كوشك برده ، گردنش بزدند . و ابن بشير از آن ده تن بود كه بر قتل امام حسين اتّفاق كرده بودند .
و در بعضى كتب مذكور است كه اين صورت در مجلس ابن زياد واقع شده و اللّه اعلم . پس يزيد رو به امراى كوفه كرد كه حسين را چگونه كشيد ؟ زجر بن قيس و به روايتى شمر بن ذى الجوشن آغاز تكلم كرده گفت : اين شخص با چند تن از أقربا و شيعهء خويش به كربلا فرود آمده بود . با لشكرى گران متوجّه او شديم و چندانكه او را به بيعت تو و متابعت پسر زياد خوانديم . اجابت نكرد ما بر او حمله كرديم و به اندك مدّتى دمار از وى و لشكر وى برآورديم و سرهاى ايشان را بريديم و تنهاى ايشان بر خاك افكنديم و حالا اجساد ايشان در آن صحرا افتاده است و جامههاى ايشان به خاك و خونآلوده يزيد زمانى سر در پيش افكنده هيچ سخن نگفت . و بعد از آن طشتى زرّين طلبيده امر كرد تا سر مبارك امام حسين را در آنجا نهاده پيش وى بردند چوبى به دست گرفته ، اشارت به لبها و ثناياى امام حسين ( عليه السلام ) مىكرده و مىگفت حسين بن على چه لب و دندان نيكو داشته ؟ يكى از حضّار مجلس بانگ بر يزيد زد كه دور دار چوب را از ثنايا ، كه بارها ديدهام كه رسول خدا بوسه بر اين دندانها و بر اين لبها نهاده است .
سويش به چوب كردن اشارت كجا رواست ؟ * آن لب كه بوسه داد برو بارها رسول
در طشت زر نهاده به پيش تو كى سزاست ؟ * و آن را كه بر كنار نبى داشته وطن
ابو المؤيّد خوارزمى آورده كه ، در آن زمان كه يزيد قضيب به جانب لب و دندان مبارك امام حسين « عليه السلام » حواله كرد سمرة بن جندب كه از اصحاب كبار و از ياران سيّد ابرار بود در آن مجلس تشريف داشت آواز بركشيد كه قطع اللّه يدك يا يزيد ! خداى دست تو را ببرد اى يزيد ! مىخواهى كه چوب بر جائى زنى كه چندين نوبت مشاهده كردهام كه حضرت رسول بوسه بر آنجا مىزد ؟ يزيد در غضب شده گفت : اى سمرة ، حرمت صحبت تو با رسول خدا « صلوات اللّه » عليه نگاه مىدارم و اگر شرف