تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 453

مساهمون:

ص٤٥٣
غاضريه ابدان شهدا را تجهيز نموده ، بر ايشان نماز گزاردند و در آن حربگاه دفن كردند ، و عمر سعد چون به يك فرسخى كوفه رسيد ، سر امام حسين « عليه السلام » را نزد وى آورده بودند ، پس سر آن سرور را با سرهاى ديگر بر سر نيزه كرده ، روى به كوفه نهاد . نساء و جوارى امام حسين را در محملها نشانده مىبردند . و آنكه در بعضى كتب نوشته‌اند كه ، سر و پاى برهنه بر شتران بىجهاز نشانده مىبردند . قولى ضعيف است و به صحّت نرسيده ولى بر اين وجه كه مىبردند آن نيز نسبت به اهل بيت اهانت بود چه ايشان پردگيان حرم عصمت و سترداران حريم عفّت بودند . آفتاب جهانتاب بر فرق مبارك ايشان سايه نينداخته بود و باد عالم گرد گرد حجرهء پاكيزهء ايشان نتاخته .
عفايف حرم دين كه پيش سدّهء ايشان * بهشتيان همه جاروب كرده جعد معطّر
نه طوف حجرهء ايشان نموده ماه سبك رو * نه سايه بر سر ايشان فكنده مهر منوّر
و چون خبر آمدن لشكر به ابن زياد رسيد به فرمود ، تا منادى كردند كه از اهل كوفه هيچ سلاح دارى ، كه به استقبال بيرون نرود ، ده هزار سوار فرستاد تا سر محلّه‌ها را بگرفتند تا كسى فتنه نكند و غوغاى عوام بر نيايد . پس مردم از شهر بيرون آمدند و هر كه را چشم بر آن سرها و نظر بر آن محملها مىافتاد فغان در گرفته ، به هاىهاى مىگريستند و بعضى از مخالفان نيز از كرده پشيمان شده نوحه و زارى و ناله و بىقرارى مىكردند . امام زين العابدين « عليه السلام » فرمود كه چون لشكريان مأمور به قتل پدر و برادران و خويشان ما مىگريند ، پس كدام جماعت ايشان را كشته‌اند ؟ ابو المؤيد آورده ، كه ، اهل كوفه در حوالى محامل اهل بيت غلوّ كرده مىگريستند . زينب « سلام اللّه عليها » از درون هودج خود آواز داد : كه اى اهل كوفه و اى اهل مكر و حيله و دروغ و دغل به خدا كه شما وعده‌هاى دروغ كرديد و روى توجّه از سر نفاق به برادر من آورديد ، پيغامهاى تزويرآميز داديد و نامه‌هاى مشتمل بر حيله و غدر فرستاديد و در هلاكت آل « رسول صلى اللّه عليه و آله » سعى نموديد و بدترين عالميان را بر بهترين آدميان مسلط ساختيد و از دور نظاره كنان به نصرت و معاونت حق نپرداختيد ، اكنون از روى ريا در پيش ما اشك مىباريد و از روح مقدّس حضرت رسالت شرم نمىداريد ؟ در آن ميان پيرى بود از خواجگان كوفه ، به نوعى مىگريست كه از محاسن