باب هشتم در شهادت مسلم بن عقيل بن أبي طالب و بعضى از فرزندان او رضوان اللّه عليهم اجمعين
روايت است از آن هماى هواى سيادت ، و بيضاى سماى سعادت ، و دليل سبيل شهادت ، و رفيق طريق وصول به سر منزل حسنى و زيادت ، مقتداى زمرهء « يجاهدون فى سبيل اللّه » پيشواى فرقه « فاتبعونى يحببكم اللّه » شهسوار معركه « جاهد الكفار و المنافقين » صفشكن ميدان « و اعرض عن المشركين » شاه ملك سپاه ماه فلك پناه :
اى حق تو را ستوده و احمد نهاده نام * جانها فداى نام تو يا سيّد الانام
سلطان سرير اصطفا حضرت با نصرت ، اعنى « محمد مصطفى صلى اللّه عليه و آله » « المقرّبين لديه و المنتسبين اليه كه : « ان العبد اذا سبقت له » بدرستى كه بندهاى از بندگان حق كه پيشى گرفته باشد براى او من اللّه از نزديك خدا « منزلة لم يبلغها بعمله » منزلت و مرتبهاى كه بنده به عمل خود بدان نرسد يعنى هر بنده شايستهاى كه در ازل منشور وصول به منزلتى بزرگ و نزول به درجه رفيع به نام نامى او نوشته شده باشد و از فضل الهى و عنايت نامتناهى آنچنان عزّى و كرامتى براى وى مقرّر و مقدّر گشته و رفعت آن درجه و عظمت آن مرتبه از آن زيادت بود كه بنده به اقدام بر اعمال ستوده به آن تواند