برافروختى به شرارهء تيغ برق ، آثار خرمن عمر دشمن خاكسار را صاعقهوار بسوختى و آب سرچشمهء لطفش چون ترشّح نمودى ، غبار جرائم از صفحهء حال هر گنهكار محو فرمودى .
و در باب حلم كامل و خلق عظيمش إمام نجم الدين نسفى ( رحمه اللّه ) حكايتى در تفسير آورده وقتى كه معنى اين آيت را بيان مىكند كه
« أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ »
يعنى بهشت آماده كرده شده است براى پرهيزكاران ،
« الَّذِينَ يُنْفِقُونَ »
آنان كه نفقه مىكنند
« فِي السَّرَّاءِ وَ الضَّرَّاءِ »
در آسانى و سختى يا در توانگرى و درويشى
« وَ الْكاظِمِينَ الْغَيْظَ »
و فروخورندگان خشم را
« وَ الْعافِينَ عَنِ النَّاسِ »
و عفو كنندگان از مردمان
« وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ »
« 1 » و خداى تعالى دوست مىدارد . نيكوكاران را مضمون اين حكايت راجع است به اين كه روزى آن نوباوهء بوستان ولايت و با كورهء حديقهء هدايت ، سبط نبى و نجل ولىّ يعنى حسين بن على ( عليهما السلام ) با جمعى مهمانان از أشراف عرب و عظماى علم و أدب ، بر سر خوانى نشسته بودند ، خادمش با كاسهء آش گرم به مجلس در آمد ، و از غايت دهشت پايش به حاشيه بساط درآمد ، و كاسه بر سر امام افتاد و به شكست و آشها بر سر و روى مبارك فرو ريخت ، امام از روى تأديب نه از راه خشم و تعذيب ، در او نگريست خادم از ترس بيهوش و متحيّر مانده بود ، كه ناگاه بر زبانش جارى شد كه « و الكاظمين الغيظ » حسين فرمود كه خشم فرو خوردم ، گفت « و العافين عن النّاس » حسين فرمود كه عفوت كردم ، خادم تتمّهء آيت برخواند كه « و اللّه يحبّ المحسنين » سبط رسول در مقابل آن گفت از مال خود آزادت كردم و مؤنت معيشت تو بر ذمّهء كرم خود لازم گردانيدم .
آنكه در او سيرت نيكو بود * آدمى از آدميان او بود
نيكى مردم به نكو نكوخوئيست * خون نكو مايهء نيكوئيست
حضّار مجلس از آن خلق و خوى متعجّب شده ، بر زبان راندند كه « و اللّه أعلم حيث يجعل رسالته » خداى مىداند كه چه مىبايد داد و به كه مىبايد داد . و جناب ولايت أنتما
هامش
( 1 ) - آل عمران ، آيه : 134 .