انداز و به خدمت سيّد عالم رسان ، كه حسين در پيش وى ايستاده و براى آهو برّه مىخواهد كه بگريد و ملائكه به جهت نظاره او سر از صوامع طاعت بيرون كردهاند ، كه اگر او بگريد همهء مقرّبان به گريه و فرياد درآيند ، بشتاب و پيش از آنكه أشك به رخسارهء مبارك وى روان شود اين برّهء خود را براى وى ببر ، يا رسول اللّه مسافت دور قطع كردهام و گوئيا كه زمين را در نور ديدند ، تا من زود رسيدم ، و به حمد اللّه كه هنوز أشك بر روى جگرگوشه تو فرو نيامده است . خروش از صحابه برآمد ، و رسول آن آهو را دعا گفت ، و حسين آهو برّه را پيش كرده همراه برادر به حجره درآمدند ، و صورت واقعه را مشروح به عرض فاطمه رسانيدند . اى عزيز ، ملائكه مقرّبين و رسول ربّ العالمين ، نمىخواستند كه أشك بر چهره حسين روان گردد ، آيا احوال آنها كه قطرات خون از فرق مباركش به رخسارهء وى روان ساختند چگونه باشد ؟
رخى كه بوسهگه شاه أنبيا باشد * به خاك و خون شده پنهان كجا روا باشد ؟
كسى كه چشمهء كوثر عطاى جدّ وى است * به دشت كرب و بلا تشنه لب چرا باشد ؟
روا بود كه جگرگوشهء رسول خداى * فتاده غرقه به خون سر ز تن جدا باشد ؟
اخلاق ستوده و اوصاف پسنديدهء امام حسين ( عليه السلام ) نه در آن مرتبه است كه به دستيارى قلم تيز زبان پيرامون تحرير آن توان گشت و به پايمردى خامه سبكرو بحوالى بساط تقريرش توان گشت .
خامهء وهم هوس كرد كه تحرير كند * صورت مدحت او بر ورق گويائى
خردش گفت كه اين پايهء رفعت كور است * تو بدين فهم كى از عهده ، برون مىآئى ؟
سخاوتش كه بار نامهء حاتم را طى كرده بر دفاتر روزگار مسطور است .
و شجاعتش كه داستان رستم دستان را منسوخ ساخته و شمهاى از آن در محاربه كربلا سمت گذارش خواهد يافت . در جرايد اخبار مذكور است چون آتش قهرش