نهاد و برادران و خواهران و فرزندانش همه جمع بودند بر سر بالين وى ، چون دو پاس از شب بگذشت ، چشم مبارك باز كرد و گفت : اى حسين برادران و فرزندان را به تو سفارش مىكنم و تو را به خداى مىسپارم و كلمه شهادت بر زبان مبارك راند و نص
« وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ لِلْأَبْرارِ
« 1 »
»
از نصب العين خاطر عاطر داشته و رايت
« وَ إِنَّ لَهُ عِنْدَنا لَزُلْفى وَ حُسْنَ مَآبٍ
« 2 »
» *
برافراشته .
دوست بر دوست رفت و يار و بر يار
وا حسرتا كه سرو روان از چمن برفت * يعنى كه نور ديدهء زهرا حسن برفت
از شوق گيسويش جگر نافه گشت خون * وز هجر رويش آب رخ نسترن برفت
يعقوب وار ديدهء نرگس سفيد شد * كز مصر ناز يوسف گل پيرهن برفت
برادران به تجهيز و تكفين وى قيام نموده بر سرير كرامت مسير نهاده ، به بقيع بردند و نزد جدهاش فاطمه بنت اسد دفن كردند .
و نقل اصحّ آنست كه آن حضرت وصيت كرده بود ، كه جنازهء مرا به روضهء جد بزرگوارم بريد و اگر مخالفان نگذاردند كه مرا آنجا دفن كنيد زنهار و الف زنهار ، جنگ نكنيد و مرا برگردانى و به بقيع ببريد . چون برادران به موجب فرموده عمل نمودند و جنازهء آن حضرت را متوجّه سدّه عليهء نبويه گردانيدند ، مخالفين جنازه را تير باران كردند و از آنجا به بقيع برده ، دفن كردند . و عمر عزيز آن حضرت به قول اصح چهل و هفت سال بوده ، و به اندكى از اين زياد نيز گفتهاند . اما بعد از مراسم تعزيت ، مروان حكم با خود انديشيد ، كه حسين بن على مردى غيور است و تحمّل نخواهد كرد و پيروى قتل برادر خود خواهد كرد و اگر اسماء را بگيرد و اسماء از ترس خود بگويد كه زهر و الماس مروان فرستاده ، امام حسين خاموش نگردد ، و بنى هاشم در خروش آيند و اين فتنهاى گردد كه به هيچ تدبير تسكين نتوان داد ، و آتشى افروخته شود كه به آب درياى محيط فرو نتوان نشاند ، پس به اسماء پيغام فرستاد كه چه نشستهاى ؟ برخيز و تا پاى دارى بگريز
هامش
( 1 ) - سوره آل عمران ، آيه : 198 .
( 2 ) - سوره « ص » ، آيه : 25 .