تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
أنّ محمّدا رسول اللّه و أشهدا أنّك وصىّ رسول اللّه » بعد از آن حضرت امير از وى پرسيد كه سبب چه بود كه بعد از آنكه مدتى مديد بر دين خود بودى امروز ايمان آوردى ؟ گفت : اى امير المؤمنين بناى اين دير براى كنندهء اين سنگست و پيش از من بسيار كس در اين دير بوده‌اند ، و ما در كتب خود ديديم و از علماى خود شنيديم كه در اين موضع چشمه‌اى است و بر بالاى آن سنگى كه آن را ندانند ، و كندن آن را نتوانند ، مگر پيغمبر يا وصىّ پيغمبر . پس من چون ديدم كه تو آن كار كردى به آرزوى خود رسيدم و آنچه انتظار مىبردم يافتم ، چون حضرت أمير آن را بشنيد چندان به گريست كه محاسن مبارك وى از آب ديده تر شد ، بعد از آن گفت : سپاس مر خداى را كه من نزديك وى منسىّ نبودم در كتب او مذكور شدم ، پس راهب ملازم أمير شد و در پيش او با أهل شام مقاتله كرد ، چندان‌كه شهيد شد و امير بر وى نماز گزارد و وى را دفن كرد و براى وى از خداى تعالى آمرزش طلبيد . و غير از اين از كرامتهاى ايشان از دايرهء شرح و بيان بيرون است . امّا صولت و جرئتش بر هيچ بينائى مختفى و سطوت شجاعتش از هيچ دانائى محتجب نيست ، آنچه در غزوهء بدر و أحد ، به توفيق ملك احد او را ميسّر شد از معاونت سيّد مختار و مقاتلت با زمرهء كفّار در آن باب همين نكته كافيست كه « لا فتى الا علىّ لا سيف إلّا ذو الفقار » و در حرب خندق عمر و بن عبد ود را كه پيش رو رزم احزاب بود به يك حمله در خاك تيره انداخت و مرحب يهودى را در جنگ خيبر به يك ضرب شمشير دو نيمه ساخت و بر كندن در خيبر اثرى است از ولايت حيدر ، كه تا زمان قيامت بر لوح دلهاى آدميان مسطور است و بر زبان كافهء عالميان مذكور .
اى جان ! سخن ز دست و دل بو تراب كن * آباد ساز كعبه و خيبر خراب كن
با هر كه آن جناب گرفت انس ، أنس گير * وز هر چه اجتناب نمود ، اجتناب كن
و هلمّ جرّا در باقى اوصاف چنين خواهد بود . و چون مطاوى اين اوراق گنجايش تفصيل صفات مرتضوى ندارد و مقصد اصلى از تأليف اين كتاب ذكر احوال شهداى أهل بيت است بر اين قدر اختصار افتاد .
هر چه گفتيم در اوصاف كماليّت او * همچنان هيچ نگفتيم كه صد چندانست
روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 200 | ملا حسين كاشفى سبزوارى