خود پشيمان شده كفر را بگذاشت و مسلمان شد اين همه تضرّع بايستى كرد تا حق سبحانه از او خشنود گردد آن ستمكاران كه جگرگوشهء مصطفى و نور ديدهء زهرا را به زهر قهر هفتاد و دو پاره ساختند ، و فرزند پسنديده مرتضى را به تيغ بيدريغ با هفتاد و دو تن در بوتهء كرب و بلا به پرداختند تا حال ايشان چگونه خواهد بود ؟
اى كمر بسته به خونريزى اولاد رسول * هيچت آخر ز خداوند جهان شرم نبود
هيچ انديشه نكردى كه رسول ثقلين * از پى حرمت ايشان ، چه وصيّت فرمود
آه از آن دم كه كند فاطمه ، از جور تو داد * مصطفى بر تو غضبناك و على ، خشمآلود
اكنون به ذكر بعضى از مناقب فاطمه مىپردازيم : در اخبار وارد شده است كه حذيفة بن اليمان ( رضى اللّه عنه ) گفت : مادرم پرسيد كه چندگاهست كه پيغمبر صلى اللّه عليه و آله را نديدهاى ؟ گفتم چند وقت است مادر مرا خوارى كرد و دشنام داد گفتم بگذار تا بروم و با آن حضرت صلى اللّه عليه و آله نماز شام بگزارم و از براى تو و خود التماس كنم كه طلب آمرزش نمايد دستورى داد برفتم و با حضرت رسول ( صلوات اللّه عليه ) نماز شام و خفتن گزاردم چون از نماز فارغ شد برخاست و متوجّه حجرهء طاهره شد ، من هم از عقب آن حضرت روان گشتم ديدم كه در راه شخصى او را پيش آمد و به طريق مسّاره با وى سخنى گفت و غايب شد باز آن سرور روان شد و من از پى او مىرفتم آواز پاى مرا شنود فرمود اين كيست ؟ حذيفهء است ؟ گفتم آرى پرسيد كه حاجت تو چيست ؟ گفتم آنكه براى من و مادر من آمرزش طلبى فرمود « غفر الله لك و لأمك » پس گفت اين شخص كه مرا در راه پيش آمد ديدى ؟ گفتم آرى يا رسول اللّه فرمود كه ملكى بود كه هرگز پيش از اين به زمين نيامده بود از حضرت پروردگار خود دستورى خواسته كه بر من سلام كند و بشارت دهد مرا كه فاطمه سيّده زنان اهل بهشت و حسن و حسين سيّد جوانان اهل بهشت خواهند بود » .
و در حديث انس بن مالك آمده است كه : حضرت رسول صلى اللّه عليه و آله فرمود :
« بس است تو را از زنان عالميان يعنى از آنها كه به سمت مناقب و معالى آراستهاند مريم بنت عمران و خديجه بنت خويلد و فاطمه بنت محمد و آسيهء زن فرعون بنت مزاحم » .