تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
و نياز تمام مىناليد و مىگفت اى دختر مصطفى بد كردم كه فرزند تو را بيازردم از آن حركت پشيمان شدم از سر گناه من درگذر فاطمه به وى پيغام فرستاد كه من از حصّهء خويش در گذشتم و نصيب خويش عفو كردم ، اما ايشان فرزندان مرتضىاند از او عذر بايد خواست صالح صبر كرد تا حضرت على از غزا بازگشت امير را ملازمت كرده صورت حال بازنمود على فرمود كه اى صالح من خشنود گشتم و از سر گناه تو درگذشتم امّا ايشان ريحان باغ رسالتند و نهال حديقهء جلالت ، جگرگوشگان سيّد عالمند و نور ديدگان خواجه اولاد آدم ، برو به نزد آن حضرت و از او عذر خواهى كن صالح گريه كنان به نزد رسول خداى ( صلوات اللّه و سلامه عليه و آله ) آمد و گفت يا سيّد المرسلين و رحمة للعالمين صالح خطا كرد و با جگرگوشه تو جفا كرد كه او را بىاجازه مادر و برادر ، به خانه برد و چون واقف شد فى الحال به برادرش سپرد و اكنون كمر اسلام بر بست و بر عتبهء متابعت شرع و سنّت نشست توبه و انابت پيش آورد و بر آنچه كرده بود حسرت بسيار خورد كنون روى آن دارد كه بر وى رحم كنى و از گناه وى درگذرى حضرت صلى اللّه عليه و آله فرمود كه اى صالح ! من از بهرهء خود در گذشتم اما ايشان برگزيدگان خدايند اگر وى از تو خشنود گردد زيانهاى تو همه سود گردد صالح بيچاره روى به صحرا نهاد و تضرّع و زارى مىكرد كه خدايا گناه كرده‌ام ! و حال خود تباه كرده‌ام و نامهء عمل خود را بدين بىادبى سياه .
يا رب به درِ تو عذر خواه آمده‌ام * بگريخته بوده‌ام ، به راه آمده‌ام
اكنون ز پى عذر گناه ، آمده‌ام * بپذير كه با حال تباه ، آمده‌ام
هفده شبانروز مىگريست و در صحرا مىگشت و نالهء وى شبها از منزل ثريّا مىگذشت روز هجدهم جبرئيل امين از نزد حضرت ربّ العالمين در رسيد كه اى سيّد خداى سلام مىرساند و مىفرمايد : كه آن پير مجروح را بازخوان كه ما توبهء وى را قبول كرديم و گناهان او را قلم عفو در كشيديم و نام او را در جريدهء دوستان ثبت نموديم . عزيز من در اين معنى نظر كن كه كافرى اين مقدار خطا كرد كه حسين ( ع ) را به خانه برد و پنهان كرد نه او را طپانچه زد و نه در روى او سخن سخت گفت بعد از آن از كردهء
روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 156 | ملا حسين كاشفى سبزوارى