تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 147

مساهمون:

ص١٤٧
( صلى اللّه عليه و آله ) وقوف يافت و اهل بيت را خبردار گردانيد كه اوست فرمود كه بگوئيد تا درآيد پس عزرائيل درآمد و گفت السّلام عليك أيّها النّبى به درستى كه خداى تعالى ترا سلام مىرساند و مرا فرموده كه قبض روح تو كنم به إذن تو . آن سرور فرمود كه آن مىخواهم كه روح مرا قبض نكنى تا زمانى كه جبرئيل بيايد . ملك الموت گفت : فرمانبردارم پس حقتعالى امر فرمود به مالك دوزخ كه روح مطهر حبيب من محمد را به آسمان خواهند آورد آتش دوزخ را فرو نشان و به ميران و وحى كرد بر رضوان كه براى روح صفى من بهشت را آراسته گردان و پيغام رسيد به حور عين كه خود را بيارائيد كه روح دوست من ميرسد و ملائكه ملكوت و سكّان صوامع جبروت را خطاب آمد كه برخيزيد و صف بايستيد كه روح محمد ( صلى اللّه عليه و آله ) مىآيد و جبرئيل را فرمان رسيد كه برو به نزديك حبيب من محمّد و سندسى از سندسهاى بهشت براى وى ببر . جبرئيل گريان ، گريان به نزد پيغمبر ( صلى اللّه عليه و آله ) آمد آن سرور فرمود اى دوست من در چنين حالى مرا تنها مىگذارى ؟ جبرئيل گفت : يا رسول اللّه به مهمّ تو مشغول بوده‌ام و خبرها دارم كه محبوب و مرضىّ تست فرمود كه آن كدام بشارت است ؟ جبرئيل گفت : « انّ النيران قد أخمدت » به درستى كه آتش دوزخ را فرونشانده‌اند « و الجنان قد زخرفت » و بهشت پاكيزه سرشت را بياراسته‌اند « و الحوار العين قد تزيّنت » و حوران و عينان زيب و زيور محلّى شده‌اند « و الملائكة قد صففت » و فرشتگان صفها بركشيده‌اند « لقدوم روحك » از براى رسيدن روح تو .
حجلهء قدس براى تو بياراسته‌اند * خوش خرامان گذرى كن به تماشاگه ناز
قدمى پيش نه و قدر فلك را بفزاى * برقع از رخ نكن و جمله ملك را بنواز
حضرت رسالت ( صلى اللّه عليه و آله ) فرمود : كه اى برادر اين بشارتها همه نيكست و ليكن مرا خبرى گوى كه چشم من بدان روشن شود و دل من بدان شاد گردد جبرئيل گفت بهشت بر جميع أنبيا و امم ايشان حرام است تا زمانى كه تو و امّت تو بدانجا در نيائيد . حضرت فرمود كه مرا مژده‌اى ازين وافىتر و خبرى از اين شافىتر برسان .