چيز عوض تواند بود ؟ بعد از آن چشم بر هم نهاد فاطمه گفت وا كرب اباه وا كربتاه ! حضرت فرمود كه بعد از امروز هيچ كرب و اندوه بر پدر تو نخواهد بود يعنى كرب و اندوه اين دنيا به واسطه علايق و عوائق جسمانى مىباشد و به جهت تعلّقات و تفرقههائى كه لازمهء طبيعت بشرى است ، دست ميدهد اكنون چون قطع علائق خواهد بود و انتقال به عالم وصال ملك متعال روى خواهد نمود حسرت و ملال و اندوه و كلال چرا باشد ؟ .
مرگست كه دوست را رساند بر دوست * آن كيست كه او به مرگ شادان نبود
آوردهاند كه : درين محل امّهات مؤمنان حاضر شدند ايشان را به تقوى و طاعت وصيت فرمود آنگاه با فاطمه گفت كه پسرانت را پيش آر فاطمه كس به طلب حسن و حسين فرستاد تا به تعجيل بيايند و ايشان گفتند وا ويلاه ! هرگز ما را بدين شتاب نطلبيدهاند تا سبب اين طلب چيست شاهزادگان به سرعت تمام روان شدند چنانچه عمامهها از سر ايشان بيفتاد و هر كه از زن و مرد ايشان را بدان صفت ميديد خروش و فغان برمىكشيد و چون ايشان به نزديك آن سرور آمدند و سلام كردند و در برابر جدّ بزرگوار به نشستند و چون حضرت خواجه را بدان حال ديدند گريه آغاز نهادند و چنان زار به گريستند كه اهل زمين و آسمان و جنيان و فرشتگان در مصيبت سيّد آخر الزمان ميزارند و در وداع آن محبوب جان اشك از ديدهها ميبارند آيا كدام دلست كه تحمّل اين فراق تواند داشت ؟ و كدام گوش را قوّت استماع نام اين وداع تواند بود ؟ .
دوستان روز وداع است فغان درگيريد * دل به يكبارگى از جان جهان برگيريد
شمع خورشيد به آه سحرى بنشانيد * وز تف سوز جگر بار ديگر درگيريد
آوردهاند كه : امام حسن ( ع ) روى خود را بر روى مبارك آن حضرت و امام حسين ( ع ) سر بر سينه با سكينهء آن سرور نهادند و آن حضرت ( صلى اللّه عليه و آله ) ديده مبارك گشوده در ايشان نگاه ميفرمود و از راه لطف و شفقت بديشان مينگريست و ايشان را ميبوسيد و مىبوئيد و در باب تعظيم و احترام و مودّت و اكرام ايشان وصيّت ميفرمود .