تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 149

مساهمون:

ص١٤٩
عالم انتقال نمود فاطمهء زهرا بنياد ندبه و زارى كرد و گفت يا أبتاه ! اى پدر بزرگوار « اجاب ربّا دعاه » اجابت كرد پروردگارى را كه او را به حضرت خود خواند يا أبتاه ! اى پدر مهربان « من جنة الفردوس مأواه » آن كس كه جنت مأوى قرارگاه اوست يا أبتاه اى پدر عزيز « الى جبرئيل ننعاه » خبر تعزيت او به جبرئيل گويم و اجر صبر بر مصيبت او از ملك جليل جويم و گويند بعد از پيغمبر كسى هرگز فاطمه را خندان نديد تا وقتى كه وفات فرمود بلكه شب و روز گريان بود و دمى از گريه و زارى نمىآسود .
كار اوفتاد بىتو مرا با گريستن * عيب است در غم تو مرا ناگريستن
شب تا به روز كار من و روز تا به شب * ناليدن است در غم تو يا گريستن
و ذكر مراثى كه فاطمه زهرا و بعضى از ازواج طاهرات و جمعى از صحابه كبار در تعزيت آن حضرت گفته‌اند زياده ازين اوراق مجالى ميطلبيد و مضمون آن همه دريغ و افسوس و حسرت و سوز و ناله و اندوه و حيرتست .
شعله آتش هجران تو جان ميسوزد * وز فراق تو دل پير و جوان ميسوزد
اين چه در دست كزو خون جگر ميريزد * وين چه سوزست كزو جان جهان ميسوزد
شرح اين غم چه نويسم كه قلم ميشكند * وصف اين حال چه گويم كه زبان ميسوزد
و يكى از اكابر صحابه فرمود كه هر چشمى كه بر حضرت رسالت ( صلى اللّه عليه و آله ) بگريد آتش دوزخ نبيند و اين مخصوص به اهل زمان آن حضرت نبوده بلكه جميع امّت تا قيام قيامت چون از فوت آن حضرت متأثّر و متحيّر شوند و از درد فراق وى بگريند درين حكم داخلند زيرا كه فوت آن حضرت ( صلى اللّه عليه و آله ) مصيبت همه امّتان است و همه را در آن مصيبت گريه كردن امر لازم باشد و اندوهناك بودن حكم متحتّم بلكه جنّ و ملك و زمين و فلك و ثابت و سيّار و جبال و احجار و نبات و اشجار و وحوش و هوام و سباع و سوام و مرغان هوا و ماهيان دريا ، همه درين تعزيت مشارك و مساهمند و از گريه و ناله محزون و متألّم .
اى ز هجرانت زمين و آسمان بگريسته * سينه و دل خون شده روح و روان بگريسته