تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روضة الشهداء ( فارسي ) — صفحة 123

مساهمون:

ص١٢٣

باب سوّم در رحلت حضرت سيّد المرسلين عليه أفضل صلوات المصلّين و على عترته و أسرته أجمعين

بر خواطر زاكيهء عقلاى عالم ، و ضماير صافيه فضلاى بنى آدم ، وضوح تمام و ظهور لا كلام دارد كه لباس حيات آدميان مستعار است ، و اساس عمر ايشان به غايت ناپايدار ، ليالى و ايّام منازل مسافران راه دور و دراز عقبى است ، و شهور و اعوام مراحل گذرندگان باديهء خونخوار بناى ساحت ربع مسكون منهل خداع است ، و محدّد حدود فلك نيلگون منزل وداع بساط بسيط گيتى دامگاه فناست ، نه آرامگاه بقا و مخادع غرور است ، نه مرابع سرور ، قنطرهء عبور است ، نه منظرهء قصور ، مخاوف فرار است نه مواقف قرار ، ممكن بوار است نه مسكن مسار ، منزّهات بقاع او مراحل گذرست و مستحسنات رباع او منازل سفر .
گنج أمان نيست در اين خاكدان * مغز وفا نيست در اين استخوان
آنچه در اين مايدهء خرگهيست * كاسهء آلوده و دست تهيست
هر كه درو ديد دهانش به دوخت * و آنكه از او گفت ، زبانش به سوخت
اى عزيز ! گل اين جهان رفيق خار است ، و حالش قرين خمار ، گنجش به رنج پيوسته ،