شما مرا [ در اين امر ] كمك و يارى مىكنيد تا برادر و خليفه ، و وصىّ من پس از من باشد ؟ » آنگاه على عليه السّلام گفت : « من با تو بيعت مىكنم و تو را يارى مىدهم » . پس آن حضرت فرمود : « اين [ مرد ] برادر من ، وصىّ من و خليفهء من پس از من ، و وارث من است . پس سخن او را بشنويد و [ از او ] فرمان بريد . » و به سخن پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه فرمود :
« تو برادر من و وصىّ من و خليفهء من پس از من و قضاكنندهء دين من مىباشى » .
از ديگر موارد آن است كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ميان صحابه برادرى برقرار ساخت و هيچ كس جز على عليه السّلام باقى نماند . آنگاه على عليه السّلام گفت : « اى فرستادهء خدا ، ميان همهء اصحاب برادرى برقرار ساختى ، جز من . » پيامبر به او گفت : « آيا خشنود نمىشوى كه برادر من و خليفهء من پس از من باشى ؟ » و آنگاه ميان خود و او برادرى برقرار نمود .
از ديگر موارد آن است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مسلمانان را سفارش نمود كه بر على عليه السّلام با عنوان امير مؤمنان سلام دهند و به او گفت : « تو آقاى مسلمانان و امام پارسايان و رهبر سفيد چهرگان قيامتى » .
و دربارهء على عليه السّلام گفت : « اين [ مرد ] ولىّ هرمرد و زن مؤمن است . » نصوص در اين باره فراوان و بيشتر از آن است كه بتوان آن را شماره كرد ، و مخالف و موافق آن را نقل كرده تا آنجا كه مجموع آن به تواتر مىرسد .
قال : و لقوله تعالى :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ
الآية ، و إنّما اجتمعت الأوصاف فى على عليه السّلام .
أقول : هذا دليل آخر على إمامة على صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و هو قوله تعالى :
إِنَّما وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ يُؤْتُونَ الزَّكاةَ وَ هُمْ راكِعُونَ )
و الاستدلال بهذه الآية يتوقف على مقدمات :
إحداها : أنّ لفظة إنّما للحصر ، و يدلّ عليه المنقول و المعقول . أمّا المنقول فلا جماع أهل العربية عليه .