شخص بايد بر همهء كارهاى بد خود پشيمان گردد . و همانگونه كه شكستن مداد در حال كشتن فرزند ، بد به شمار نمىآيد ، پشيمانى از آن نيز مورد توجه نمىباشد .
قال : و التحقيق أنّ ترجيح الداعي إلى الندم عن البعض يبعث عليه و إن اشترك الداعي في الندم على القبيح كما في الدواعي إلى الفعل ، و لو اشترك الترجيح اشترك وقوع الندم ، و به يتأوّل كلام أمير المؤمنين و أولاده عليهم السّلام ، و إلّا لزم الحكم ببقاء الكفر على التائب منه المقيم على صغيرة .
أقول : لمّا شرع في تقرير كلام أبي هاشم ذكر التحقيق في هذا المقام ، و تقريره أن نقول : الحقّ أنّه تجوز التوبة عن قبيح دون قبيح لأن الأفعال تقع بحسب الدواعي و تنتفي بحسب الصوارف فإذا ترجح الداعي وقع الفعل .
متن : تحقيق آن است كه رجحان يافتن انگيزه بر پشيمانى از برخى كارهاى قبيح انسان را به سوى آن مىخواند [ كه از آنها پشيمان شود و از بقيه پشيمان نشود ] ، هر چند انگيزهء پشيمانى از قبيح مشترك باشد ، [ اما ممكن است اين انگيزه در بعضى موارد ، مؤثر واقع شود و در برخى موارد ، مؤثر واقع نشود ] ، همانگونه كه در انگيزه بر انجام كار چنين است . و اگر ترجيح دادن انگيزه مشترك باشد وقوع پشيمانى نيز مشترك خواهد بود . و كلام امير مؤمنان و فرزندان آن حضرت عليه السّلام به همين معنا تأويل برده مىشود ، و گرنه بايد كسى را كه از كفر توبه كرده اما بر گناهى صغيره باقى مانده ، همچنان كافر به شمار آورد .
شرح : مصنّف ( ره ) چون به تقرير سخن ابى هاشم پرداخت ، تحقيق در اين مقام را بيان داشت ، و تقريرش آن است كه بگوييم : حقيقت آن است كه توبه از برخى كارهاى قبيح و ترك توبه از برخى ديگر جايز است ، زيرا افعال بر اساس انگيزهها سر مىزند و بر اساس بازدارندهها منتفى مىگردد . پس هرگاه انگيزه برترى يافت ، فعل سر مىزند .
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٢٧