انجام برخى واجبها و ترك برخى ديگر مىباشد .
اما بطلان تالى ، به خاطر اجماع و اتفاق همه بر بطلان آن مىباشد ، زيرا همگان پذيرفتهاند كه نماز كسى كه روزه نمىگيرد ، صحيح است .
ابو هاشم در پاسخ به اين استدلال گفته است : فرق است ميان ترك قبيح به خاطر قبح آن و انجام واجب به خاطر وجوب آن . اوّلى عموميت دارد اما دومى ندارد . زيرا كسى كه مىگويد : اين انار را نمىخورم چون ترش مزه است ، چنين كسى هيچ انار ترش مزهاى را نمىخورد ، چون در همهء آنها اين جهت وجود دارد و مانع از خوردن آن مىشود . و اگر كسى انارى را به خاطر ترش مزه بودنش بخورد ، لازم نيست هر انار ترشى را بخورد . پس اين دو با هم فرق دارند . مصنّف ( ره ) با عبارت : « و قياس كردن آن با واجب تام نيست » ، به اين استدلال اشاره كرد ، و معنايش آن است كه قياس كردن ترك قبيح به خاطر قبح آن با انجام واجب به خاطر وجوب آن ، تام نيست .
قال : و لو اعتقد فيه الحسن صحّت .
أقول : قد تصح التوبة من قبيح دون قبيح إذا اعتقد التائب في بعض القبائح أنّها حسنة و تاب عما يعتقده قبيحا ، فإنّه يقبل توبته لحصول الشرط فيه و هو ندمه على القبيح لقبحه ، و لهذا إذا تاب الخارجي عن الزنا فإنّه يقبل توبته و إن كان اعتقاده قبيحا لأنّه لا يعتقده كذلك فيصدق في حقه أنّه تاب عن القبيح لقبحه .
متن : و اگر آن را [ - برخى از كارهاى قبيحى را كه از آنها توبه نكرده است ] نيكو بداند ، توبهاش [ از ديگر كارهاى قبيح كه خود به قبح آنها باور دارد ] صحيح خواهد بود .
شرح : گاهى توبه از يك كار قبيح و ترك توبه از كار قبيح ديگر صحيح است ، و آن هنگامى است كه شخص توبهكننده معتقد به حسن بودن برخى از كارهاى قبيح باشد ، [ و در نتيجه از آنها توبه نكند ] ، و تنها از كارهايى كه قبح آنها را باور دارد ، توبه كنند . در
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: العلامة الحلي
ص٢٢٥