الأوّل : أنّ العقاب حق اللّه تعالى فجاز تركه ، و المقدمتان ظاهرتان .
الثاني : أنّ العقاب ضرر بالمكلف و لا ضرر في تركه على مستحقه و كلّ ما كان كذلك كان تركه حسنا ، أمّا أنّه ضرر بالمكلف فضروري ، و أمّا عدم الضرر في تركه فقطعي لأنّه تعالى غني بذاته عن كل شيء ، و أمّا أن ترك مثل هذا حسن فضروري .
- 9 - جايز بودن بخشودن گناهان
متن : بخشودن گناه واقع مىشود ، زيرا كيفر دادن ، حق خداى متعال است ، پس ساقط كردن آن جايز مىباشد ؛ و زيانى بر خداوند در ترك [ و گذشت از ] اين حق نيست ، با آنكه كسى كه كيفر مىشود زيان مىبيند ، پس ساقط كردن آن نيكوست ، و به دليل آن كه بخشودن گناه احسان است .
شرح : گروهى از معتزلهء بغداد برآنند كه عفو و بخشودن گناهان از نظر عقل امرى جايز و روا مىباشد ولى ادلهء نقلى آن را غير جايز مىشمارد . اما بصرىها برآنند كه ادلهء نقلى آن را جايز مىشمارد ، و همين قول صحيح است ، و مصنّف ( ره ) چند وجه براى اثبات آن بيان كرد :
نخست : كيفر دادن [ گناهكاران ] حقى براى خداى متعال است و از اين رو ، ترك آن [ و گذشتن از آن ] جايز مىباشد . هر دو مقدمهء اين استدلال روشن است .
دوم : كيفر دادن زيانى براى مكلف است و ترك آن زيانى بر كسى كه حق كيفر دادن دارد ، وارد نمىسازد ، و هرچه اينگونه باشد تركش نيكو مىباشد . اما اينكه كيفر دادن زيانى براى مكلف است ، امرى ضرورى [ و روشن ] است ، و اما عدم زيان در ترك كيفر نيز قطعى است ، زيرا خداى متعال ذاتا از همه بىنياز است . و اما اينكه ترك كردن چنين چيزى نيكوست ، امرى ضرورى [ و روشن ] است .