تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
الثالث : أن الثواب لو كان منقطعا لحصل لصاحبه الألم بانقطاعه و لو كان العقاب منقطعا لحصل لصاحبه السرور بانقطاعه و ذلك ينافي الثواب و العقاب لأنّهما خالصان عن الشوائب . هذا ما فهمناه من كلام المصنف رحمه اللّه و قوله : « لحصول نقيضيهما » يعني نقيضي الثواب و العقاب ، « لولاه » أي لو لا الدوام . متن : هميشگى بودن پاداش و كيفر لازم است ، چون هميشگى بودن آنها مشتمل بر لطف بودن است ، و به دليل هميشگى بودن [ حسن ] ستايش [ بر طاعت ] و نكوهش [ بر معصيت ] ، و به دليل حصول نقيض آن دو [ - پاداش و كيفر ] اگر آن [ - هميشگى ] نباشد . شرح : معتزله برآنند كه پاداش و كيفر هميشگى است ، و در اينكه علم به هميشگى بودن آن توسط دليل عقلى يا دليل نقلى است ، اختلاف شده است . معتزله برآنند كه عقلى است و مرجئه برآنند كه سمعى است . مصنّف ( ره ) براى اثبات دوام آن چند وجه بيان كرد : 1 - آگاهى از هميشگى بودن پاداش و كيفر ، بنده را به انجام طاعت ، تحريك و از ارتكاب گناه ، دور مىسازد ، و اين امرى روشن و ضرورى است . و چون چنين است ، هميشگى بودن پاداش و كيفر ، لطف خواهد بود و لطف ، بنابر آنچه گذشت ، واجب است . 2 - ستايش و نكوهش هميشگى است ، زيرا زمانى نيست مگر آنكه ستايش فرمانبردار [ از حق تعالى ] و نكوهش معصيت‌كار در آن نيكوست ، در صورتى كه آثار پشيمانى بر آنچه انجام داده از او ظاهر نگردد . و اين دو [ - نيكو بودن ستايش فرمانبردار و نكوهش معصيت كار ] معلول طاعت و معصيت‌اند ، پس بايد طاعت و معصيت ، در حكم امور هميشگى باشند ، و چون چنين است ؛ بايد پاداش و كيفر نيز