تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
متن : و [ هلاك و فنا كه در نصوص دينى آمده ] در مورد [ موجودات ] مكلّف ، به پراكنده ساختن [ اجزاى بدن آنها ] تأويل برده مىشود ، [ تا تناقض ميان امتناع اعادهء معدوم و وجوب معاد بر طرف شود ] ، همان‌گونه كه در داستان ابراهيم است ، [ كه احياى مردگان به صورت جمع شدن اجزاى پراكندهء پرندگان و زنده شدن آنها ، نمايش داده شد . ] شرح : محققان برآنند كه بازگرداندن و اعادهء معدوم ، محال است ، و در آينده بر وجوب معاد ، برهان خواهيم آورد . و در اينجا روشن شد كه خداى متعال جهان را معدوم مىسازد ، و اين دو مطلب با يكديگر به وضوح [ يا بر حسب ظاهر ] تناقض دارند ، [ كه از يك سو ، بگوييم اعادهء معدوم محال است ، و از سوى ديگر ، بگوييم : معاد ، كه اعادهء اين جهان پس از فناى آن است ، واجب مىباشد . ] از اين رو ، مصنّف ( ره ) مراد خود از معدوم ساختن را بيان كرد . اما در غير مكلفان - و ايشان كسانى هستند كه باز گرداندنشان واجب نيست - اهميتى ندارد ، چون باز گرداندن آنها واجب نيست . و از اين رو ، معدوم ساختن آنها به طور كلى جايز است و اعاده نمىشوند . اما مكلف ، كه اعاده كردن آن واجب است ، مصنّف ( ره ) معناى معدوم ساختن او را به جدا كردن اجزاى آن ، تأويل برد ، و امتناعى در آن نيست . زيرا بر مكلف ، پس از پراكنده شدن اجزاى آن ، صدق مىكند كه او هالك است ، يعنى انتفاعى از آن برده نمىشود ، يا گفته مىشود : او با نظر به ذاتش هالك است ، چون ممكن است و هر ممكنى با نظر به ذاتش وجود برايش واجب نيست و از اين رو ، موجود نمىشود ، زيرا وجود تنها براى واجب بالذات يا واجب بالغير است . پس ممكن با نظر به ذاتش هالك است . پس هرگاه اجزاى آن پراكنده شد ، همين ، عدم آن مىباشد . و هرگاه خداوند اراده كند كه آن را باز گرداند ، اجزاى آن را گرد مىآورد و به همان صورتى كه بود آنها را كنار هم مىنهد . و اين معاد [ و بازگشت ] آن خواهد بود . [ بنابراين ، هلاك جهان و فناى آن ، كه در آيات قرآن آمده و ظهور در نابودى و عدم كلّى آن دارد ، به اين صورت كه
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 172 | العلامة الحلي / على شيروانى