تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
و أمّا ثانيا : فلأن طبائع الصبيان منافية للنظر في الأمور العقلية و التكاليف الإلهية ، و ملائمة للّعب و اللهو ، فإعراض الصبي عما يلائم طباعه إلى ما ينافره يدل على عظم منزلته في الكمال ، فثبت بذلك أن عليا عليه السّلام كان أقدمهم إيمانا فيكون أفضل لقوله تعالى :
وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ * أُولئِكَ الْمُقَرَّبُونَ .
گفته نشود : اسلام آوردن على عليه السّلام در زمان عدم بلوغ او بود و از اين رو ، اعتبارى ندارد . زيرا مىگوييم : هر دو مقدمهء [ اين سخن ] مردود است . اما مقدمهء نخست به دليل آنكه سنّ على عليه السّلام شصت و شش يا شصت و پنج سال بود ، و پيامبر پس از آغاز وحى بيست و سه سال زيست ، و على عليه السّلام پس از پيامبر حدود سى سال زندگانى كرد ، پس سنّ على عليه السّلام هنگام نزول وحى ميان دوازده و سيزده سال بود و بلوغ در اين سنين ممكن است ، پس او در آن هنگام بالغ بود ، به دليل اين گفتهء پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه : « تو را به همسرى كسى در آوردم كه اسلام او از همگان پيش‌تر است . » و اما مقدمهء دوم : به خاطر آنكه كودك گاهى پيش از آنكه به سن بلوغ برسد ، رشد يافته و داراى عقل كامل است ، و در اين صورت مكلف خواهد بود ، و به همين سبب ابو حنيفه به درست بودن اسلام آوردن كودك حكم كرده است . و اين نشان دهندهء كامل بودن كودك است ، [ به دو دليل : ] اوّلا : به خاطر آنكه سرشت وجودى كودكان بر دوستى پدر و مادر و تمايل به ايشان آفريده شده است . بنابراين ، روى گرداندن كودك از آن دو و توجه نمودن به خداى متعال نشان دهندهء قوّت كمال اوست . و ثانيا : به خاطر آنكه سرشت كودكان با تأمل در امور عقلى و تكاليف الهى ناسازگار و به بازى و سرگرمى متمايل است . بنابراين ، روى گرداندن كودك از آنچه