قال صعصعة بن صوحان : كان فينا كأحدنا لين جانب و شدة تواضع و سهولة قياد ، و كنا نهابه مهابة الأسير المربوط للسيّاف الواقف على رأسه .
و قال معاوية لقيس بن سعد : رحم اللّه أبا حسن فلقد كان هشّا بشّا ذا فكاهة ، فقال قيس :
أما و اللّه لقد كان مع تلك الفكاهة و الطلاقة أهيب من ذي لبدتين قد مسه الطوى ، تلك هيبة التقوى ليس كما يهابك طغام الشام .
فيكون أفضل من غيره حيث جمع بين المتضادات من حسن الخلق و طلاقة الوجه و عظم شجاعته و شدة بأسه و كثرة حروبه .
متن : و او شريفترين ايشان از جهت خلق [ و خوى ] بود .
شرح : اين وجه هشتم است و تقرير ؟ ؟ ش چنين است كه على عليه السّلام به لحاظ خلق و خوى ، شريفترين مردم و گشاده روىترين آنان بود ، تا آنجا كه عمر با همهء صلابت و مهابتى كه على عليه السّلام داشت ، او را به لطيفهگويى و شوخى منسوب داشت .
صعصعة بن صوحان گفت : او در ميان ما همانند يكى از ما بود ، نرم خوى و فروتن و خواهش پذير ، و با اين همه از مهابت او مىترسيديم ، همچون اسيرى دست و پا بسته در برابر شمشير به دستى كه مىخواهد سر او را جدا سازد .
معاويه به قيس بن سعد گفت : خداوند ابا حسن را رحمت كند ، كه او خوشروى و گشاده چهره و شوخ بود . قيس گفت : سوگند به خدا با آن شوخطبعى و گشادهرويى ، پر مهابتتر از شير انبوه يال گرسنه بود . آن هيبت ، هيبت تقوا بود ، نه آنگونه كه فرومايگان شام از تو مىترسند .
بنابراين على عليه السّلام از ديگران افضل است ، از آنجا كه امور متضاد را در خود جمع كرده بود ، همچون خلق نيكو ، روى گشاده ، دلاورى فراوان ، صلابت زياد و جنگهاى فراوان .
ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: العلامة الحلي
ص١٣٠