تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
د : جنگ خيبر . شهرت تلاش و جهاد على عليه السّلام در اين جنگ بر كسى پوشيده نيست . خداوند مسلمانان را به دست او پيروز كرد . جريان از اين قرار بود كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چند روزى دژ آنان را محاصره كرد و پرچم به دست على عليه السّلام بود . پس چشم دردى بر او عارض شد . پيامبر پرچم را به دست ابو بكر داد تا همراه با جمعى به ميدان جنگ رود . آنان شكست خورده و ترسان بازگشتند . فرداى آن روز ، پرچم را به دست عمر داد . او نيز چنان كرد [ و شكست خورده بازگشت . ] آنگاه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود : « فردا پرچم را به دست مردى خواهم داد كه خدا و رسولش او را دوست دارند و او خدا و رسولش را دوست دارد . او هجوم آورنده‌اى است كه نمىگريزد ، و باز نمىگردد تا پيروزى به دست او فراهم آيد . » وقتى صبح شد ، فرمود : « على را نزد من آوريد . » گفتند : چشم او بيمار است . پس آن حضرت آب دهان خود را در چشم على عليه السّلام گذارد و پرچم را به او سپرد ، و او [ به ميدان جنگ رفت و ] مرحب را هلاك كرد ، پس يارانش گريختند و درهاى [ دژ ] را بستند و على آن را بركند و آن را پلى بر روى خندق ساخت . سپاه از آن گذشتند و پيروز گشتند ، هنگامى كه بازگشتند در را با دست راست خود گرفت و چند متر آن طرف انداخت ، در حالى كه [ آن در ، چندان سنگين و بزرگ بود كه ] آن را ده نفر [ به يارى هم ] مىبستند و مسلمانان از جابجا كردنش ناتوان بودند تا آنكه هفتاد مرد آن را منتقل كردند . على عليه السّلام فرمود : « به خدا سوگند در خيبر را با نيرويى جسمانى از جا نكندم ، بلكه با نيرويى ربّانى آن را برداشتم . » و منها : فى غزاة حنين ، و قد سار النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فى عشرة آلاف فارس من المسلمين ، فتعجب أبو بكر من كثرتهم و قال : لن نغلب اليوم من قلّة فانهزموا بأجمعهم ، و لم يبق مع النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سوى تسعة نفر : على عليه السّلام و العباس و ابنه الفضل و أبو سفيان بن الحارث و نوفل بن الحارث ، و ربيعة بن الحارث و عبد اللّه بن زبير و عتبة و معتّب ابنا أبى لهب . فخرج أبو جرول فقتلة على عليه السّلام ، فانهزم المشركون ، و أقبل المسلمون بعد نداء النبى عليه السّلام