تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح كشف المراد ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
و قتل خالد بن الوليد مالك بن نويرة و واقع امرأته ليلة قتله و ضاجعها ، فلم يحدّه على الزنا و لا قتله بالقصاص ، و أشار عليه عمر بقتله و عزله ، فقال : لا أغمد سيفا شهره اللّه على الكفّار . متن : و او از احكام مطلع نبود تا آنجا كه دست چپ دزدى را [ به جاى دست راست وى ] بريد ، و [ مرتدى را ] در آتش سوزاند ، و كلاله و ميراث جده را نمىدانست ، و در احكام خود رأى قاطع نداشت ، و خالد را [ كه كسى را كشته و با همسرش همبستر شده بود ] حدّ زنا نزد و او را قصاص نكرد . شرح : اين عيب ديگرى بر ابى بكر است و آن اينكه او از احكام آگاه نبود ، و از اين رو ، قرار دادن او بر مسند امامت جايز نيست . بيان مقدمهء دوم گذشت ، و اما مقدمهء نخست ، دليلش آن است كه او دست چپ دزدى را قطع كرد و اين بر خلاف شرع است ، [ زيرا بنا بر حكم شرعى بايد دست راست او بريده شود . ] و ديگر آنكه فجاءة سلمى را [ كه از مرتدان بود ] در آتش سوزاند ، در حالى كه پيامبر از اين امر نهى كرده و فرموده بود : « كسى جز پروردگار آتش ، با آتش عذاب نمىكند . » [ فجاءة ابى بكر را فريب داده نزد او آمد و خود را مسلمان معرفى كرد و گفت : اهل نواحى ما مرتدند . اگر من را با مال و سلاح و مرد جنگى يارى دهى آنها را مطيع خواهم ساخت . ابو بكر مال و سلاح و ده مرد جنگى در اختيار او گذارد . او به قبيله خود رفت و ده مسلمان را كشت . چون بر او دست يافتند ابو بكر بر او خشم گرفت و دستور داد دست و پايش را ببندند و در آتش بسوزانندش . ] و نيز دربارهء كلاله از او پرسيدند ، ندانست دربارهء آن چه بگويد ، آنگاه گفت : دربارهء آن نظر خود را مىگويم ، اگر درست باشد از سوى خداست ، و اگر خطا باشد از جانب من و شيطان است . در حالى كه حكم كردن [ در مسايل شرعى ] بر طبق نظر شخصى باطل است .