جبرئيل گفت : يا رسول اللّه ؛ پيش فاطمه شو و سلام حق تعالى را برسان و سلام من برسان و تهنيتش و تعزيتش نيز بده . رسول به نزديك فاطمه شد و سلام حق تعالى را به وى رسانيد و سلام جبرئيل را و تهنيت و تعزيت او را ، و چون تعزيت بداد فاطمه و لعبا و كنيزكان همه بگريستند . فاطمه گفت : اى پدر ؛ از جبرئيل بپرس كه وى را در كودكى شهيد خواهند كرد يا در وقتى كه بزرگ شود ؟ فرمود : وى را شهيد نكنند تا وقتى كه از صلب او امامى در وجود آيد كه پدر امامان و معصومان و حجّت خداى در زمين باشد . پس جبرئيل [ 81 - پ ] حال فطرس بگفت . رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - گفت : اى فطرس ؛ خود را در حسين بمال . فطرس خود را در حسين ماليد . حق تعالى بالهايش بداد . ديگر جبرئيل پيغام دردائيل « 1 » در داد . رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - هر دو دست حسين برداشت و گفت :
خداوندا ؛ اگر اين مولود را به نزديك تو قدرى و منزلتى هست ، از دردائيل خشنود شو . حق تعالى دعاى وى اجابت كرد و مقام وى از صف فرشتگان به وى داد .
جبرئيل گفت : يا رسول اللّه ؛ چون حسين را شهيد كنند ، آن فرشته فرود آيد ، و خود را در خون وى مالد و بر سر تربت وى باشد و بگريد « 2 » تا روز قيامت . « 3 »
فصل دويم در ذكر اولاد او - عليه السّلام .
در روايت شيخ مفيد - رحمه اللّه - « 4 » چنان است كه او را شش فرزند بود : « 5 » على بن الحسين ، زين العابدين ، مادرش شهربانو بود ، دختر كسرى يزدجرد شهريار ، و على اصغر كه با پدرش كشته شده و جماعتى او را على اكبر گويند . مادر
هامش
( 1 ) . ق : دريائيل .
( 2 ) . ق : لعنت مىكند .
( 3 ) . دلائل الامامه ، ص 190 به نقل از : عيون المعجزات ، ص 68 و امالى صدوق ، ص 118 و بشارة المصطفى ، ص 219 .
( 4 ) . الارشاد ، ج 2 ، ص 135 .
( 5 ) . در روايت ابن شهر آشوب ( مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 77 ) و سيد محسن امين ( اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 579 ) فرزندان امام حسين ( ع ) ، شش پسر و سه دختر ذكر شدهاند .