فصل اوّل در ولادت [ 80 - رو ] وى - عليه السّلام .
ولادتش به مدينه بود ، سيّم شعبان سنهء اربع من الهجرة . « 1 » از ولادت امام حسن - عليه السّلام - تا ولادت امام حسين - عليه السّلام - مدت حمل بيش نبود . « 2 » از اسماء بنت عميس روايت كردهاند كه گفت : چون حسين - عليه السّلام - در وجود آمد ، او را پيش حضرت رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - بردم . رسول وى را در كنار خود نهاد و بانگ نماز در گوش راستش گفت و قامت در گوش چپ و از آب دهن خود قطرهاى در دهن وى كرد و امير را گفت : چه نام كردهاى وى را ؟ گفت : من سبقت نكنم در نام كردن وى بر رسول - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم . رسول فرمود :
من نيز سبقت نكنم بر خداى - عزّ و جلّ . جبرئيل آمد و گفت : يا محمّد ؛ حق تعالى تو را سلام مىرساند و مىفرمايد كه او را به نام پسر هارون كن . گفت : پسر هارون را چه نام بود ؟ گفت : شبير . گفت : زبان من عربى است . گفت : حسين نام كن . « 3 »
از ابن عباس روايت است كه چون حسين را ولادت خواست بود ، حق تعالى رضوان را كه خازن بهشت است فرمود كه بهشت را بياراى كه محمّد را فرزندى در وجود خواهد آمد و مالك دوزخ را فرمود كه آتش را فرو نشان و در بهشت حورى
هامش
( 1 ) . اعيان الشيعة ، ج 1 ، ص 578 ؛ شيخ مفيد ( ره ) ولادت امام حسين ( ع ) را شب پنجم شعبان سال چهارم مىداند . الارشاد ، ج 2 ، ص 27 .
( 2 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 4 ، ص 76 .
( 3 ) . بحار الانوار ، ج 104 ، ص 111 ؛ ر . ك : قاموس اللغة ، مادهء شبر .