چشم مىسوزاند
بالا بلند
از كدام آسمانى
كه زمين را
بىقرار كردهاى
اكبر !
نگاهت را بچرخ
كه منظومههاى خشك
مبهوت ماندهاند
*
يالهاى اسبش را
به باد مىدهد
و ليلا در گيسوان پريشان
گم مىشود
زيبايى در غبار مىپيچد
و خنجرها
بوسههاى هراسان را
تكرار مىكنند
زيبايى رنگ مىگيرد
و خاك زيبا مىشود « 1 »
هامش
( 1 ) - رستاخيز لالهها ؛ ص 148 - 154 .