اى مرد ! بين عاشقان هميشه اينگونه * دلدادگى به پاى عشق ماجرا دارد ؟
با اين بهانه سفرهى دلت گشودى ، چون * با نعش بىسر حسين حرفها دارد
وقتى كه ريختى به پاى عشق هستىات * هر قطرهاى هزار حنجره صدا دارد
مقبول حق زيارتت كه عشق پاك تو * ديريست شور عاشقانه با خدا دارد
*
رباعى :
همه از عهد و پيمانى گذشتند * چه بيگانه ز مهمانى گذشتند
نگفتند اين حسين سبط رسول است * و كشتند و به آسانى گذشتند
*
. . . و سرخى گونهى صحرا گرفته است * شقايق در شقايق پا گرفته است
كنار ساحل سبز شهادت * به روى نيزه دريا جا گرفته است
*
طلوع خون چه بىتاب است اين جا * و جارى دست مهتاب است اين جا
به كام هر شقايق وقت رويش * عطش بالاتر از آب است اين جا
*
حديث درد با تو گشت تعبير * دلت درس جراحت كرد تفسير
به شانه كوله بار تب كشيدن * چه سنگين است در باران زنجير
*
سكوت كوچهها همرنگ غربت * غريب كوچهها دلتنگ غربت
دل آيينه در شام غريبان * ترك برداشته با سنگ غربت