مجتبى طهمورثى
مجتبى طهمورثى در سال 1344 ه . ش در قصر شيرين به دنيا آمد . قسمتى از دوران كودكى و نوجوانى را در زادگاه خود گذراند و پس از آغاز جنگ تحميلى به همراه خانواده مجبور به مهاجرت به كرمانشاه شد . ديپلم خود را در آنجا گرفت و براى ادامهى تحصيل وارد دانشگاه شهيد بهشتى تهران شد و در رشتهى علوم اقتصادى ليسانس گرفت .
طهمورثى از نوجوانى به سرودن اشعار پرداخت و از حافظ خوانى پدر تأثير پذيرفته است . شعرهاى او به صورت پراكنده در نشريات منتشر شده است . وى هم اكنون ساكن تهران است و مميز مالياتى وزارت دارايى مىباشد و با حوزهى هنرى نيز همكارى دارد .
از طهمورثى تاكنون كتاب « با هر بهار » كه مجموعه شعر وى مىباشد منتشر شده است .
- * -
نجابت موزون :
زنى نشسته به قتل برادرش به تماشا * ز خيمهگاه كبودش به برزخى ز تمنّا
زنى كه مونس درد و زنى كه همدم داغ است * زنى به جذبهى حيدر ، زنى به جلوهى زهرا
دلش ، صحارى سوزان ، زبان ، زبانهى آتش * پر از حكايت زخم و پر از روايتِ يغما
شكسته پشتِ فلك در مقابلش چه بگويم * چگونه مىبرد اين غم به دوش خسته خدايا ؟ !
خطابههاى غرورش ، در اوج رخ نگاهش * نبيند آنچه كه بيند ، مگر به صورت زيبا
چراغدار ولايت در آن جنون و سياهى * كسى نبوده به غير از عقيله دختر مولا
ضريح خونِ تو دل را اسير شيوهى خود كرد * الا نجابت موزون ، الا اسارت شيوا
* * *
پشت حصار حرم :
دل ، پشتِ حصار حَرَمت ، خستهترين است * در سايهى ديوار تو بنشستهترين است
بگشا گره از بال فرو بستهى پرواز * كاين خيل كبوتر به تو وابستهترين است
سازىست شكسته دلِ آيينه تباران * بنواختهاى آنچه كه بشكستهتر اين است
زنجير غلامان تو ، تا نوحهگرى كرد * چشمان به خود تر شده سردستهترين است
عمرىست كه در ديدهى ما شور فرات است * تا ديده به تاريخ تو پيوستهترين است
پيشانى عشّاق تو را مِهر تو مُهر است * اين نفس جبينىست كه برجستهترين است
نذرت چه كنم ؟ غيرِ نفسهاى بريده * تا هست در اندوه تو بگسستهترين است