مسلم اين اسطورهى فرزانگى * اين دلير عرصهى مردانگى
مسلم اين تنهاترين ، اين سربدار * تيغ بر كف ، زخم بر دل ، داغدار
صبح مسلم ماند و يك عالم بلا * صبح مسلم ماند و دشت كربلا
صبح مسلم ماند و خون و خون و خون * مستى و عشق و تمنا و جنون
صبح سرزد جان فداى يار شد * قاصد خون خدا بردار شد
تا قيامت ، خاطر اين جنگ ماند * تا ابد بر كوفه داغ ننگ ماند
* * *
روح بلند آفتاب :
تو ، جوشش خون بو ترابى * تو ، روح بلند آفتابى
تو ، قامت ايستادهى خون * دردى كش باده ، بادهى خون
تو ، سبزتر از طراوت صبح * تو سرخ ، چنان كه عادت صبح
عشق ، عاطفهى تو را ندارد * بىتو ، دگر عاشقى چه دارد ؟ !
تو ، آينهى مجال ديدن * انگيزهى سرخ آفريدن
بر پات ، ملايك اوفتاده * آدم به سجود ، سر نهاده
صد كشتى نوح ، مانده در گل * بر آب فرات مىزند دل
موسى ، چو تو با كلام اعجاز * نگشود ، زبان عقدهى راز
آن روز زبان ، زبان خون بود * انديشه ، فدايى جنون بود
آن روز ، شرر زبانه مىزد * هفتاد و دو گل ، جوانه مىزد
هفتاد و دو قامت فتاده * سر بر كف عاشقى نهاده
هفتاد و دو عشق سر بريده * هفتاد و دو دل به خون تپيده
هفتاد و دو مرد ، تا ابد مرد * آن روز ز خون خود وضو كرد
آن روز ، نماز عشق خواندند * خود را به خداى خود رساندند
با قامت ايستادهى خون * كردند به حق ، اعادهى خون
امروز ، من از تباز خونم * من ، جوشش چشمهى جنونم
اسطورهى خونم و قيامم * ماموم نماز آن امامم
من ، شعر رساى انقلابم * لبيك امام را ، جوابم
من ، نور ستارهى اميدم * من ، زندهى هر زمان - شهيدم
ياران هله ! تا ز پا نمانيم * تا وادى كربلا برانيم
آنجا كه حسين ، عاشقانه * خون ريخت به رگرگ زمانه
آنجا كه به رنگ سرخ گلهاست * ياران ! به خدا حسين ، تنهاست !
* * *