صادق رحمانى
صادق رحمانى در سال 1344 ه . ش در شهر « گراش » فارس ، در يك خانوادهى روحانى چشم به جهان گشود . تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در آنجا گذراند سپس به منظور ادامهى تحصيل به قم رفت و در حوزهى علميه به تحصيل علوم دينيه پرداخت و در خلال تحصيل علوم قديمه در رشتهى زبان و ادبيات فارسى نيز ليسانس خود را از دانشگاه تهران اخذ كرد و اكنون قسمت هنر و ادبيات روزنامهى جمهورى اسلامى را اداره مىكند . « 1 »
شعرهاى وى به صورت پراكنده در نشريات مختلف كشور ، جنگهاى ادبى و مجموعه شعرهاى گردآورى شده انتشار يافته است .
آثار منتشر شدهى وى عبارتند از : « با همين واژههاى معمولى » ؛ « انار و بادگير » ، « يك شروه سكوت » و « گزيده ادبيات معاصر شماره 120 »
- * -
كاش مىگشتم فداى دست تو * تا نمىديدم عزاى دست تو
خيمههاى روز عاشورا هنوز * تكيه دارد بر عصاى دست تو
از درخت سبز باغ مصطفى * تا فتاده شاخههاى دست تو
اشك مىريزد ز چشم اهل دل * در عزاى غمفزاى دست تو
يك چمن گلهاى سرخ نينوا * سبز مىگردد به پاى دست تو
در شگفتم از تو اى دست خدا * چيست آيا خونبهاى دست تو ؟
* * *
رباعى :
هواى هاىهاى گريه دارم * به دل چون نى نواى گريه دارم
كنار چاه غم ، دور از تو هر شب * پريشانم هواى گريه دارم
*
دلم هر جا كه باشد ، غم همانجاست * تمام ماتم عالم ، همانجاست
دل شوريده را فردا ، الهى * ببر آنجا كه زينب هم همانجاست
*
آن سوى افق كبوترى پرپر زد * در پرده عشق نغمهاى ديگر زد
در غربت كوفه پيش چشم زينب * از مشرق نيزه آفتابى سرزد
*
چون حرف از غربت ديرينه مىزد * نگاهم شعله در آيينه مىزد
هامش
( 1 ) - سخنوران نامى معاصر ايران ؛ ج 3 ، ص 1502 .