غريبانه دل من نوحه مىخواند * دو دسته اشك نمنم سينه مىزد
*
غروبى شانههاى ابر لرزيد * دل شير ژيان و ببر لرزيد
در آن هنگامه پيش عزم « زينب » * دلا ديدى كه پشت صبر لرزيد
*
ستاره گريد و الماس با من * شب است و بوى زخم ياس با من
تمام حزن « زينب » را بخوان باز * گلوى زخمى احساس با من