آشناى خدا ! چشم « مجنون » * خون شد از قصّهى كربلايت « 1 »
* * *
تكيه در بوى شهادت :
باز هم پژواك گام كيست اين ؟ * بر علمها موج نام كيست اين ؟
عقلها مست جنون كيستند ؟ * عشقها گريان خون كيستند ؟
بر علمها پارههاى دل چراست ؟ * موج نام يا ابا فاضل چراست ؟
كوچهها از دستهها يك دست شد * باد از بوى علمها مست شد
« اندكاندك جمع مستان مىرسند * اندكاندك بتپرستان مىرسند »
كوچهاى از سينههاتان وا كنيد * نك بتان با آبدستان مىرسند
دف زنان ، رقصان و واويلاكنان * نرم نرمك بند گيسو واكنان
جانشان خمهاى پر خون آمده * مويشان رگهاى بيرون آمده
بىخبر از بندها ، پيوندها * دور اندازند ، گيسو بندها
بىخبر از عقلهاى خانگى * عشق مىورزند با ديوانگى
تكيه در بوى شهادت ، بوى خون * موج گيسو ، موج رگ ، موج جنون
يك طرف بوى علمها مىوزد * يك طرف طوفان غمها مىوزد
باز هم پژواك گام كيست اين ؟ * بر علمها موج نام كيست اين ؟ « 2 »
هامش
( 1 ) - گزيدهء ادبيات معاصر ؛ شماره 7 ؛ ص 18 .
( 2 ) - كاروانى از شعرهاى عاشورايى ؛ ص 114 .