مرتضى نوربخش
مرتضى نوربخش در سال 1342 ه . ش در لنگرود ديده به جهان گشود . وى از شاعرانى است كه با انقلاب اسلامى رشد و نمو يافته است . تحصيلاتش را در زادگاهش به پايان رساند .
نوربخش از سال 1364 شمسى همكارىاش را با مطبوعات آغاز كرد و اين همكارى و هميارى هم چنان ادامه دارد .
قالب اشعارش غزل است . از او تا به حال سه مجموعه شعر به نامهاى : « باغهاى نارون » ، « سرزمين كودكى » ، « عشقهاى گمشده » چاپ و منتشر شده است وى در حال حاضر در كرج زندگى مىكند . « 1 »
- * -
قافلهى خورشيد :
فصل شكوفه ، فصل بهاران است * فصل بلوغ گل و گلستان است
فصل قيام سرخ صنوبرها * فصل شكوه لاله و ريحانست
فصل اميد ، فصل خوش رويش * فصل نويد بارش بارانست
از مقدم نسيم سحرگاهى * گيسوى سبز باغ ، پريشانست
خورشيد با نجابت ديرينش * از پشت ابر تيره ، نمايانست
در يك طرف ، بهار و همه گرمى * در يك طرف ، سپاه زمستانست
فصل عبور قافلهى خورشيد * از جادههاى تيرهى دورانست
دستى ، طلايهدار سرافرازىست * كآيينه دار ارزش انسانست
تا لحظهى مبارك جانبازى * دامان انتظار ، گل افشانست
دل را ز موج حادثه ، پروا نيست * دريا هميشه طالب طوفانست
هر عاشقى كه قرعه به نامش خورد * لبّيكگوى ، عازم ميدانست
هنگامهى نبرد عزيزان را * از دور ، چشم خيمه نگهبانست
تاريخ ازين مناظره در ترديد * عالم ازين معامله حيران است
يك سو فتاده دست علمدارست * كز او بلند ، قامت ايمانست
فكر وفاى وعده چنان سبزست * كاين مير تشنه ، مشك به دندانست !
در گوش خاك ، زمزمهى تكبير * زيباترين ترانهى عرفانست
شب با تمام همهمه مىتازد * اما سپيده بر سر پيمانست
زخم گلوى كودك شش ماهه * در ظلمت زمانه ، درخشانست
و آن سرو سر كشيدهى آزادى * افتاده در ميانهى ميدانست
جسم حسين - تشنهلب تاريخ - * چون نخل نيم سوخته ، عريان است
هامش
( 1 ) - غزلهاى شاعران امروز از صدر مشروطه تاكنون ؛ ص 903 .