خليل شفيعى
خليل شفيعى فرزند عباس در سال 1342 ه . ش در شهرستان آبادان ديده به جهان گشود . تحصيلات ابتدايى و متوسطه را در شيراز و ادامه آن را تا حد فوق ديپلم ادبيات در يكى از آموزشكدههاى آن شهر به پايان رساند و سپس ليسانس خود را از دانشگاه تربيت معلم اراك اخذ نمود ، و به استخدام آموزش و پرورش درآمد و به كار معلمى پرداخت .
شفيعى سرودن شعر را به طور جدى از اول دبيرستان آغاز نمود و سپس با حضور فعال در انجمنهاى شعر آن را پىگرفت و در اين راستا از راهنمائىها و تشويقهاى شاعر معروف محمد خليل مذنب ( جمالى ) و رضا لطف اللهى بهرهها گرفت .
از خليل شفيعى تاكنون كتابهاى متعددى كه بيشتر جمعآورى اشعار شاعران ديگر است به چاپ رسيده كه از آنها مىتوان « پرنيان محبت » ، « نيستان » ، « پرشكستگان عشق » و « رندان تشنهلب » را نام برد .
شفيعى از قالبهاى شعرى كلاسيك به غزل و غزل مثنوى و از شعر نو نيز بيشتر به شعر نيمايى و سپيد بستگى دارد ايشان هم اكنون مديريت مجتمع غير انتفاعى علوى در شيراز را به عهده دارد .
- * -
خوابهاى سبز خون :
خون مىسرايد چشمهايم وا مصيبت * دردست مىلنگد عصايم وا مصيبت
ديرى است مديونم به هرم غربت ياس * دارد فرات اشك طرح دست عبّاس
با حلق اصغر مىسرايد كربلا را * با من بخوان اى اشك منشور ولا را
با من بخوان اى اشك فصل سوختن را * آماج شو اى دل هجوم دوختن را
تنهاترين مرد خدا بود و خدايش * اكبر خروش هرم شب گير صدايش
تنهاترين مرد خدا با حلق اصغر * مىسوخت در آبىترين درياى باور
سر از ستيغ تيغ او قهر خدا زد * بر بام خاطر نام اصغر را صدا زد
فرياد اصغر داد اصغر آى اصغر * اى حلق تو خون نامهى فرياد حيدر
شش ماهه پير تير وصل يار ديده * سيراب در گهوارهى عشق آرميده
اى رود اى دريا ، هستى محو رويت * آتش به جان آب زد خون گلويت
*
خواندى ز ديوان شهادت يك غزل عشق * در روز عاشورا جهادت يك غزل عشق
شرح و بيان را نيست ياراى سرودن * با اشك مىگويم به يادت يك غزل عشق
اى شيعهى شش ماهه ، اى معناى بودن * تا بوستان دوست زادت يك غزل عشق
مظلوم سبز سرخ پوش وادى نور * كانسان بدست ياد دادت يك غزل عشق
وقتى تو را سيراب مىكردند با تير * مىگفت خون با ناى شادت يك غزل عشق
*