تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1417

مساهمون:

ص١٤١٧
وقتى كه سوخت حلق حسين ( ع ) از شرار تيغ * در حيرتم كه خانه‌ى هستى چرا نه سوخت
جانانه داد جانى و دين جاودانه ساخت * بايست در مصيبت او جاودانه سوخت
تا بود چرخ سفله خطايى چنين نكرد
بر هيچ آفريده جفايى چنين نكرد « 1 »
* * * در گرامى داشت خاطره‌ى جاودانه‌ى شهادت زندگىآموز و آزادگىپرور سرور و سالار شهيدان اسلام و انسانيت و آرمان و اخلاق ، حضرت سيد الشهدا ، ابى عبد اللّه حسين بن على عليه و على آله السلام :
با بغض گرفت غم به دامن سرمان * سر كرده هواى نيزه‌ى سرورمان
گشتند قرين محرّم و فروردين
از عيد شده عزاش واجب‌ترمان
*
برماست كه ياد دوست نيكو داريم * دل را نه اسير رنگ ، نه بو داريم
گر سال كهن نو شده از گردش دهر
ما تازگى دين خود از او داريم
*
يك شب اگر او به خواب آيد بازم * بر هرچه ، ز ماه تا به ماهى نازم
قربان نشدم اگر ز وَجْد آنگه جان
قربانى راه ذو الجناحش سازم
*

ترجمه‌ى منظوم بعضى از احاديث آن حضرت ( ع ) :

1 - ان لم يكن لكم دين فكونوا احرارا فى دنياكم :
از كتم عدم چو حقگر آزاده شويد * حيف است براى باطل آماده شويد
گر روى ز رسم و راه دين گردانديد * در كار جهان دست كم ، آزاده شويد
2 - ان الحيوة عقيدة و جهاد :
اين خواب گران ، دريغ ارزان نبود * بيهوده به سر بردنت آسان نبود
در بحر حيات گوهرى چون ايمان * يا جهد و جهاد در ره آن نبود
3 - بخشى از وصيت نامه آن حضرت ( ع ) به برادر ناتنىاش جناب محمد بن حنفيه ( منسوب به نام مادر ، كه با هم برادر پدرى بودند ، مانند قمر بنى هاشم ) : « . . . انى لم اخرج أشرا و لا بطرا و لا مفسدا و لا ظالما و انما خرجت لطلب الإصلاح فى امّة جدّى محمّد صلى اللّه عليه و آله ،
هامش
( 1 ) - خورشيد به نيزه ؛ ص 31 - 46 .