اصغر حاج حيدرى
اصغر حاج حيدرى فرزند رجبعلى متخلص به « خاسته » در شب يلداى سال 1324 ه . ش در خمينى شهر اصفهان ديده به جهان گشود تحصيلات خود را تا نزديك ديپلم در زادگاه خود پى گرفت .
حاج حيدرى از سال 1342 با قريحه ذاتى خويش شعر سرودن را آغاز كرد و در به دو امر بيش از ده هزار بيت شعر از شعراى ديگر را كه غالب آنها در مدح و مرثيه ائمه اطهار بود از حفظ كرد .
خاسته به زبان محلى نيز شاعرى تواناست و يك مجموعه شعر محلى به نام « كلوزه » را نيز سروده ، چاپ و منتشر نموده است .
تخلص وى در شعر محلى « لوكه » مىباشد .
مجموعه شعر حاج حيدرى با نام « عطر گندم ، مهر مردم » در سال 1380 به چاپ رسيده است .
وى آثار ديگرى در دست تهيه و چاپ دارد كه از آن ميان مىتوان به « آواز با شبنم » و « از حرا تا كربلا » نام برد .
خاسته اشعارش در سبك كلاسيك مىباشد و در تمام قوالب آن به جز قصيده طبع آزمايى كرده است ولى بيشتر رغبتش به سرودن مثنوى است .
حاج حيدرى به استخدام آموزش و پرورش در آمده است و به عنوان مربى شعر و قصه مشغول به فعاليت است . تأسيس كنگره شعر ميلاد آفتاب كه از سيزده سال پيش تاكنون هر ساله برگزار مىشود و باعث ايجاد فكر كنگرههاى شعر عاشورايى در سراسر كشور گرديده است ، از اقدامات ديگر ايشان مىباشد .
- * -
ميلاد عشق :
شيرخوار شهر شورآباد عشق * دارد از مستى به لب فرياد عشق
هست از گهوارهاش بانگى بلند * مىپرد از جا همى همچون سپند
در كوير تشنگى عطشان گلوست * پستهاش جوياى پستان سبوست
خانهى ميثاق را در مىزند * پنجه بر پستان مادر مىزند
گرچه در قنداقهاى پيچيده است * هفت شهر عاشقى را ديده است
هست در شش ماهگى سردار عشق * رشتهى قنداقهى او دار عشق
لب ندارد گرچه بهر گفتگو * دوست را لبيك گويد با گلو
گوش او از غيب مىجويد رباب * كى برد خوابش ز لالاى رباب
مىكند بر دشمن دون عرصه تنگ * دست و پا بسته چو آيد سوى جنگ
يا رب اين نوزاد نيكوزاد كيست * عشق را اين بهترين استاد كيست
آرى اين سرباز كوچك اصغر است * سبط اصغر را دليل اكبر است
تا قيامت « خاسته » فرياد عشق * از گلوى نازك ميلاد عشق « 1 »
* * *
هامش
( 1 ) - دوره هشتمين مراسم شب شعر عاشورا ص 82 .