تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1420

مساهمون:

ص١٤٢٠
تا با ولاى عشق تو شد آشنا دلم * آتش گرفت و هست چو نى در نوا دلم
اى آفتاب روى تو رونق فزاى جان * بر من بتاب تا كه بگيرد صفا دلم
در هر سرا كه ساده به سوگت گريستم * پرواز كرد تا به سراى خدا دلم
هرشب براى سوك تو با آه مىكند * در دشت سينه خيمه‌ى ماتم به پا دلم
در حسرت زيارت كرب و بلاى تو * دل داند و خدا كه نمايد چه‌ها دلم
تنها نه لب به ياد تو « يا ليتنى » سرود * هرلحظه داشت نغمه واحسرتا دلم
با ياد تشنه كامى شش ماهه اصغرت * خوابش چگونه است و قرارش كجا دلم
هرجا ز چاره مانده تهى دستهاى من * عباس نامدار تو را زد صدا دلم
افروختم چو شعله و آتش گريستم * تا تشنه ديد لعل لبان ترا دلم
فردا كه هركه بگذرد از هرچه بستگىست * كى دامن ولاى تو سازد رها دلم
مىخواستم كه شاد سرايم به شام عيد * اشكم روانه شد كه نگردد رضا دلم
اين شعر جان گداز كه از سينه « خاسته » * روح القدس سرود ندانم و يا دلم
دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1420 | مرضيه محمدزاده