تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1386

مساهمون:

ص١٣٨٦
عاشقان را يك حبيب‌ست و تويى * از ميان بردار آخر اين دويى
*
ديد محشر را چو در بالاى خون * زورق خود راند در درياى خون
در تنش گلزخم خون ، گل كرده بود * در بهار او ، جنون گل كرده بود
نخل پير كربلا از پا فتاد * سروها را سرفرازى ياد داد
فارغ از اين هستى موهوم شد * عاقبت قربانى قيّوم شد
زير لب مىگفت آن دم با حبيب : * يا حبيبى ! يا حبيبى ! يا حبيب !
در غروب آفتاب عمر من * يافت فصل خون كِتاب عمر من
اين كتاب از عشق تو شيرازه يافت * اعتبارى بيش از اين اندازه يافت
در دل هر قطره خون ، بحرىست ژرف * كار عشق‌ست اين و كارى بس شگرف !
پرده بالا رفت و ديدم هست و نيست * راستى ناديدنيها ديدنىست
* * *

رجعت سرخ :

كربلا را مىسرود اين بار روى نيزه‌ها * با دو صد ايهام معنىدار روى نيزه‌ها
نينواى شعر او ، از ناى هفتاد و دو نى * مثل يك ترجيع شد تكرار روى نيزه‌ها
چوب خشك نى به هفتاد و دو گل آذين شده‌ست * لاله‌ها را سر به سر بشمار ! روى نيزه‌ها
زخمى داغند اين گل‌هاى پرپر ، اى نسيم ! * پاى خود آرامتر بگذار روى نيزه‌ها
يا بر اين نيزار خون ، امشب متاب اى ماهتاب * يا قدم آهسته‌تر بردار روى نيزه‌ها
قافله در رجعت سرخ است و جاده فتنه جوش * چشم ميرِ كاروان ، بيدار روى نيزه‌ها
صوت قرآن است اين يا با خدا در گفت‌وگوست * روبرو بىپرده در انظار روى نيزه‌ها
با برادر گفت زينب : راه دين هموار شد * گرچه راه توست ناهموار روى نيزه‌ها
خواهرش بر چوب محمل زد سر خود را كه آه ! * تيره‌تر باد از شام تار روى نيزه‌ها
اى دليل كاروان ! لختى بران از كوچه‌ها * بلكه افتد سايه‌ى ديوار روى نيزه‌ها
زنگيان ، آيينه مىبندند بر نى ، يا خدا * پرده برمىدارد از رخسار روى نيزه‌ها
چشم ما آيينه آسا غرق حيرت شد ، چو ديد * آن همه خورشيد اختر بار روى نيزه‌ها
* * *

يادگار خيمه‌هاى سوخته ! :

زينب ! اى شيرازه‌ى ام الكتاب * اى به كام تو ، زبان بو تراب
اى بيانت سر به سر طوفان خشم * نوح مىدوزد به طوفان تو چشم
در كلامت ؛ هيبت شير خدا * در زبانت ، ذو الفقار مرتضى
خطبه‌هايت كرد اى اخت الولى ! * راستى را ، كار شمشير على