چون دوستِ بهر ديدن او بود منتظر * او نيز عزم دين او با شتاب كرد
بيمى نبود در دلش از حادثات دهر * وقتى به دشمنان ز شهامت خطاب كرد
او چشمهسار رحمت فيّاض دوست بود * در امتحان اگر طلب از دشمن ، آب كرد
مظلوم بود و صبر بزرگش بر آن بلا * بنياد ظلم را به حقيقت خراب كرد
مقصود يك دم است كه با حق برآورند * هر لحظه را كه عمر نبايد حساب كرد