تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1348

مساهمون:

ص١٣٤٨

سيد رضا مير جعفرى

سيّد رضا مير جعفرى ، متخلّص به « حامى » ، فرزند سيّد آقا ، در بيستم اسفند ماه 1319 در قريه‌ى خاوه اردهال از توابع شهرستان دليجان ديده به جهان گشود . در خلال خدمت به طور شبانه به تحصيل ادامه داد و ديپلم خود را گرفت . سپس وارد دانشكده‌ى پليس شد و پس از فارغ التحصيلى تا درجه‌ى سروانى پيش رفت . وى تحصيلات ابتدايى را در زادگاه خود به انجام رسانيد . از آن پس به كاشان رفت و به استخدام پليس در آمد و در اين شهر به خدمت اشتغال ورزيد . مير جعفرى از دوران كودكى به شعر علاقه و دلبستگى داشت و از نه سالگى به سرودن شعر پرداخت ، و با مطالعه‌ى دواوين شعراى متقدم چون سعدى ، حافظ ، خيّام ، نظامى ، مولانا به تقويت قريحه‌ى خود شكوفايى بخشيد و از شعرشان بهره‌مند گرديد . حامى در ميان شعراى معاصر به اشعار شهريار و رهى معيرى و دكتر حميدى علاقه‌ى بيشترى از خود نشان مىدهد و در شعر عرفانى علاقه‌ى خاصى به اشعار اقبال لاهورى دارد . - * -
چو گل كه شيوه‌ى رشد از مواهب چمن آموخت * وظيفه را همه جا زينب از ابو الحسن آموخت
ز بود فاطمه در مكتب مقدّس قرآن * شؤون زينبى و رسم زينِ آب شدن آموخت
به دشت ماريه آن سرو بوستان رسالت * اصول سرورى از لاله‌هاى بىكفن آموخت
شكست دشمن دين را به يك خطابه‌ى غرّا * خود از خطيب مبارز علىّ بت شكن آموخت
يزيد را به ملامت گرفته در ملأاش گفت * خصومت آن همه بىحاصلت فريب و فن آموخت
تو را سلاله ز سفيان كج نهاد سفيه است * كه از جميع خصايل رذالت و فتن آموخت
من از سلاله‌ى پاك محمّدم كه به همّت * اصول مكتب تو حيدرا به مرد و زن آموخت
تو را سياهى لشگر كجا و اصغر بىشير ؟ * كه بر سپاه تو آيين جنگ تن به تن آموخت
من آن ستاده به صبرم كه در قبول مصائب * هزار نكته حسينم ز كهنه پيرهن آموخت
* * *
لعل لب آن كس كه ثنا خوان حسين است * تا حشر نبيند غم و خندان حسين است
باللّه كه شود چشمه‌ى فيض ابديّت * چشمى كه به يك مرحله گريان حسين است
در حشر كه هركس ز گناهى فتد از پاى * دست همگى جانب دامان حسين است
بخشودگى اهل گنه در صف محشر * وابسته به يك گردش چشمان حسين است
آن گوهر يك دانه كه در كسب شفاعت * رفت از كف زهرا و على ، جان حسين است
و آن رشته كه با تيغ جفا پاره نگرديد * در نزد خدا رشته‌ى پيمان حسين است
ايين محمّد كه جهان زينت از او يافت * تزيين شده از خون جوانان حسين است