تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1349

مساهمون:

ص١٣٤٩
آزادى و جان دادن و بيرون شدن از ننگ * در عالم هستى همه فرمان حسين است
در ديده فرو بستن از قامت اكبر * عقل عقلا مانده و حيران حسين است
دانى ، ز چه رو اب فرات است گل آلود ! ؟ * شرمنده ز لعل لب عطشان حسين است
جغد از چه به ويرانه نشيند به همه عمر ؟ ! * خاكم به دهن جاى يتيمان حسين است
چوب از چه گرفتار به آتش شود آخر ؟ ! * بىحرمتىاش با لب و دندان حسين است
« حامى » به خدا هر كه حمايت كند از دين * در مرتبه سروى به گلستان حسين است « 1 »
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 1070 .