تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دانشنامهء شعر عاشورايى انقلاب حسينى در شعر شاعران عرب و عجم ( فارسي ) — صفحة 1347

مساهمون:

ص١٣٤٧
توصيف راد مردى او را فرشتگان * با خط خويش به عرش معلّا نوشته‌اند
در هر سرىست عشقى و مهرى به هر دلى * عشق حسين را به دل ما نوشته‌اند
در زير بار ظلم نرفتن به روزگار * با نام نامى شه بطحا نوشته‌اند
رسوايى و دنائت ابن زياد را * در خطبه‌هاى زينب كبرى نوشته‌اند
« محبوب » اين جواب به « پروانه » آنكه گفت * « در دفتر زمانه معمّا نوشته‌اند »
* * *
آن صانعى كه زيور هفت آسمان دهد * در باغ ، رنگ و بو به گل ارغوان دهد
آن خالق كريم كه بر مور ناتوان * نيروى استقامت و صبر و توان دهد
طاعت سزاى اوست كه از راه مكرمت * عزّت گهى به اين و زمانى به آن دهد
از روى صدق ، روى به درگاه او كنم * تا در پناه لطف عميم امان دهد
كى مىتوان ز عهده‌ى شكرش برآمدن * گر بنده را ز راه كرم صد زبان دهد
مغبون شود ، كسى كه به بازار زندگى * نقد حيات خويش ز كف رايگان دهد
گويم مديح سرور آزادگان حسين * كز اشتياق جان به ره آرمان دهد
از خلقت حسين ، خداى جهانيان * مىخواست حسن خلقت خود را نشان دهد
غير از حسين كيست كه بهر رضاى دوست * هفتاد و يك شهيد ز پير و جوان دهد
غير از حسين كيست كه در راه دين حق * در زير تيغ اهل ستم تشنه جان دهد
هركس به راه دوست كند ترك جان و سر * او را خداى ، زندگى جاودان دهد
نازم به همّتش كه براى رضاى دوست * از جان خويش بگذرد و خانمان دهد
آن خسروى كه بهر فناى ستمگران * با انقلاب خويش جهان را تكان دهد
خواهم از او ، مرا ز كرم در كنار خويش * روز جزا به روضه‌ى رضوان مكان دهد
عبّاس آن برادر با جان برابرش * درس وفا و مهر به خلق جهان دهد
سقّا كه ديده ؟ دست دهد از براى آب * يا جان خود به خاطر آب روان دهد
دارم اميد آنكه خداوندم از كرم * توفيق خاكبوسى آن آستان دهد
اى شيعه غم مدار ، ز فرداى رستخيز * كز راه مهر او به تو خطّ امان دهد « 1 »
هامش
( 1 ) - سخنوران نامى معاصر ايران ؛ ج 5 ، ص 3166 و 3167 .