غلامرضا سازگار
غلامرضا سازگار فرزند حسين متخلص به « ميثم » در سال 1320 ه . ش در تهران به دنيا آمد . تحصيلات ابتدايى را در مكتب خانههاى قديمى سپرى نمود و سپس به دروس حوزوى روى آورد . در مورد فعاليتهاى شعريش خود او مىگويد كه از كودكى تا آنجا كه به ياد دارم اشعار و سخنان موزون مىسرودم . وى از مدّاحان قديمى اهل بيت مىباشد كه در انجمنهاى ادبى مذهبى چون « انجمن ادبى نغمهسرايان مذهبى » حضور فعال داشته است .
از سازگار تاكنون مجموعه اشعار و نوحه و مراثى مختلفى به چاپ رسيده است كه از آن جمله است : « نخل ميثم » كه دو جلد چاپ شده و جلد سوم آن در زير چاپ است ، « شعلههاى نخل » ، « نخل ماتم » و « آواى مجمع » را كه همگى از مجموعه نوحههاى ايشان است را مىتوان نام برد .
سازگار اشعار خود را در قالب غزل و به سبك عراقى مىسرايد . وى هم اكنون به عنوان مداح اهل بيت در تهران زندگى مىكند .
- * -
غيرت عشق :
جمال حق ز سر تا پاست عبّاس * به يكتايى قسم ، يكتاست عبّاس
اگرچه زادهى ام البنينست * و ليكن مادرش زهراست ، عبّاس
خدا داند كه از روز ولادت * امام خويش را مىخواست عبّاس
عَلَم در دست ، مشك آب بر دوش * كه هم سردار و هم سقّاست عبّاس
بنازم غيرت عشق و وفا را * كه عطشان بر لب درياست عبّاس
هنوز از تشنه كامان ، شرمگينست * از آن در علقمه تنهاست عبّاس
نه در دنيا بود باب الحوائج * شفيع خلق در عقبىست عبّاس
چه باك از شعلههاى خشم دوزخ * كه در محشر ، پناه ماست عبّاس
شفيعان چون به محشر روى آرند * بريده دست او همراه دارند
و اللّه ان قطعتموا يمينى :
گردون چرا روى ترا قمر گفت ؟ * بايد ترا از ماه ، خوبتر گفت
ام البنين باليدازين كه : زهرا * در روز عاشورا تو را پسر گفت
مدح ترا پيش از شب ولادت * در داستان كربلا ، پدر گفت
در جبههى صفين و كربلايت * دشمن ، حسين و حيدرى دگر گفت
نام ترا آيا ملك ، بخوانم ؟ * يا بايد اى رشگ ملك ، بشر گفت ؟
« جانم فدايت بادا » اين سخن را * تنها به تو سبط پيامبر گفت
تنها تويى آن كس كه دست و سر كرد * در پيش تيغ دشمنان پسر ، گفت :
و اللّه ان قطعتموا يمينى * انّى احامى ابدا عن دينى