اى زمين كربلا فكر دوا كن چون ز راه * سيّد سجاد آن بيمار نالانت رسيد « 1 »
* * *
اساس شرع :
صفاى باغ ايمان است از خون على اصغر * بقاى دين يزدان است از خون على اصغر
بود زو احترام مسجد و محراب در عالم * بيان حكم قران است از خون على اصغر
ز جانبازيش باشد رونق دين مسلمانى * مسلمان ، هر مسلمان است از خون على اصغر
حسين را مكتب علم و عمل از او بود داير * كه درد جهل درمان است از خون على اصغر
اساس شرع محكم گشت از خون گلوى او * خود اين پاينده بنيان است از خون على اصغر
اگر حلق ز گل نازكترش آماج پيكان شد * سپهر دين درخشان است از خون على اصغر
يزيد شوم از او بركنده شد از بيخ بنيادش * به جا نام شهيدان است از خون على اصغر
چو بر دست پدر كردى تبسّم بلبل بيدل * به شاخ گل در افغان است از خون على اصغر
نبود او را اگر بهر جهاد راه حق دستى * به عالم حق نمايان است از خون على اصغر
از آن مظلوم ، مظلوميت بابش بود ثابت * عدويش خوار دوران است از خون على اصغر
پى اثبات ظلم ظالمان بُردش سوى ميدان * عيان اين عزم شايان است از خون على اصغر
براى اين پذيرفت آسمان خون گلويش را * كه دانى زيب كيوان است از خون على اصغر
بخوان در موقع حاجات ايزد را به خون او * كه يادت لطف يزدان است از خون على اصغر « 2 »
هامش
( 1 ) - همان ؛ ص 117 و 118 .
( 2 ) - هديه عشق ؛ ص 169 و 170 .