تا نمايان شود آثار حقيقت خوشتر * راستى طرح حسين بن على زيبا بود
كربلا صحنه عشق است و ز اصحاب حسين * همت مرد و زن و پير جوان و الا بود
آن شهادت كه در آن خيره جهان است هنوز * فتح فرخندهى فرماندهى عاشورا بود
زهى آن كشته كه چون تن به شهادت در داد * روح اسلام ز جانبازى او احيا بود
شجر طيّبه يعنى كه حسين بن على * رحمت حق پسر فاطمهى زهرا بود
اى حسين اى كه خدا خواست سرافرازى تو * هم رضايش همه سود تو از اين سودا بود
طفل شش ماهه كه همراه تو آمد به جهاد * اثر صدق ز سربازى او پيدا بود
جشن ميلاد تو آرد به طرب دلها را * فرخ آن جشن كز آن خرّمى دلها بود
مبر از ياد در آن روز كه خواهد آمد * امشب از ياد تو در مجمع ما غوغا بود
* * *
من ايستاده بر لب درياى بيكران * مبهوت از تلاطم امواج سرگردان
در دفتر زمانه به خون نام پاك تو * زينت فزاى مكتب عشق است جاودان
آن پاكبازى تو كه بود امتحان حق * شد اصل سرفرازى آدم در امتحان
از آسمان سرشك مصيبت فرو چكيد * روزى كه خون پاك تو شد بر زمين روان
از سرفرازى تو بىحفظ مردمى * بر آدمىست معنى آزادگى عيان
گفتى كه چون شرف به خطر اوفتد رواست * آزاده مرد يكسره دل بركند ز جان
تحقير زندگى كه صلاى شهامت است * زيبا رشادتى است كه دادى تواش نشان
يا مرگ يا حيات به دلخواه دين و عقل * زيبنده نيست زيستنى بين اين و آن
هرگز كهن نمىشود اين مكتب اى عجب * گويى كه تازه خون حسين است در جهان
اسلام را كه منجى و محيى تو بودهاى * هستى ز حادثاتِ فراوان نگاهبان
هرجا كه پرچمىست به نامت در اهتزاز * دل ز آن پر التهاب شود ، ديده خونفشان
در نام جاودان تو هست آن اثر كه دل * با ياد آن ز خاك زند پر به كهكشان
تو راه و رسم زندگى آموختى به خلق * پيروز آن كه راه تو بگزيد از آن ميان
درسات همين كه : بهر رضاى حق اى بشر * بگذر ز خود كه هست همين سود بىزيان
در خون سرخ فام تو برق حقيقتى است * كآزاده راز محنت دوران دهد امان
يعنى رضاى دوست چو بگزيد آدمى * آسان شود بر او همه دشوارى زمان
* * *
جلوهى يزدان :
عالم آراست چو از پرتو انوار حسين * هركجا بود دلى گشت هوادار حسين
اى خوشا سوم شعبان كه در اين روز عزيز * هستى آرايش نو يافت ز انوار حسين
عقل سرگشته از آن است كه چون در عالم * رسم شد دايرهى عشق ز پرگار حسين